X
تبلیغات
میکروبیولوژی
 توکسین های باکتری

توكسين هاي باكتري ها را به طور كلي مي توان به دو دسته تقسيم بندي كرد:

۱) اندوتوكسين ها (Endotoxins) كه از اجزاي ديواره سلولي باكتريايي مانند غشاء خارجي ،مي باشد و پس از ليز باكتري ، به درون محيط آزاد مي شود كه بارز ترين مثال آن ليپوپلي ساكاريد lipopolysaccharide (LPS)  باكتريايي در باكتري هاي گرم منفي مي باشد كه به طور جداگانه به آن پرداخته ايم.

۲) دسته ي ديگر از توكسين هاي باكتريايي ، اگزوتوكسين ها (Exotoxins) هستند كه به طور عمده از جنس پروتئين بوده و به درون محيط زندگي باكتري ترشح مي شوند. كه خود از لحاظ عملكرد و مكانيسم به چندين كلاس تقسيم بندي مي شوند كه در اينجا به شرح آن خواهيم پرداخت.

توكسينو ژنسيز (Toxigenesis) به معناي توانايي توليد توكسين مي باشد كه در بسياري از باكتري هاي پاتوژن اين توانايي ديده مي شود. اگزوتوكسين باكتريايي معمولاً به محيط كشت و يا ميزبان ترشح مي شوند اما باكتري هايي هستند كه جهت آزاد سازي اگزوتوكسين توليد شده درون سيتوپلاسم سلولي بايد ليز شوند مانند عامل ديفتري ، كورينه باكتريوم ديفتريا ، كه تا زمانيكه ليز نشود توكسين توليد شده درون سيتوپلاسم آزاد نمي شود.

همانطور كه گفته شد اگزوتوكسين ها به طور عمده پروتئيني و گاهي اوقات قطعه اي پلي پپتيدي هستند. اگزوتوكسين ها اكثراً داراي فعاليت آنزيمي هستند و مي توان آنها را آنزيم هايي در نظر گرفت كه سوبستراي  (مواد اوليه مصرفي) آنها مواد حياتي سلولي مي باشد. براي مثال توكسين ديفتري كه توسط باكتري كورينه باكتريوم ديفتريا (Corynebacterium diphtheriae ) توليد مي شود چيزي جز يك آنزيم نيست كه سوبستراي آن EF2 (Elongation factor-2)    سلول هاي بدن ما مي باشد كه اين توكسين آنرا غير فعال مي كند . فاكتور EF2  يكي از فاكتور هاي اصلي پروتئين سازي در سلولها مي باشد كه پس از غير فعال شدن سلول ديگر توانايي توليد آنزيم ، رسپتور ، پمپ هاي غشائي ... و ديگر فراورده هاي پروتئيني سلولي را از دست مي دهد.

توكسين ها معمولاً در فاز لگاريتمي (Exponential growth) رشد باكتري ها ترشح مي شوند و قاعدتاً هم از باكتري  هاي زنده توليد مي شوند اما همانطور كه گفته شد در برخي موارد مانند باكتري ديفتري ، توكسين پس از ليز باكتري در محيط آزاد مي شود.

توليد توكسين معمولاً براي باكتري ها اختصاصي است به طوريكه فقط كورينه باكتريوم ديفتريا توليد توكسين ديفتري مي كند يا فقط كلسترديوم تتاني (Clostridium tetani ) توليد توكسين تتانوس (tetanus toxin) مي كند. در اين ميان فقط گونه هاي ويرولانت (بيماري زا) باكتري توانايي توليد توكسين دارند و گونه هاي غير بيماري زا و در اصطلاح غير ويرولانت (nonvirulent strains ) توانايي توليد توكسين را ندارند.

زماني تصور مي شد كه اگزوتوكسين فقط توسط باكتري هاي گرم مثبت توليد مي شود اما امروز مي دانيم كه هم باكتري هاي گرم مثبت و هم باكتري هاي گرم منفي توانايي توليد توكسين را دارند.

توكسين هاي باكتريايي جز كشنده ترين سموم شناخته شده مي باشند به طوريكه تخمين زده مي شود يك بطري نوشابه از سم باكتري كلستريدوم بوتولونيوم (botulinum Clostridium) مي تواند تمام انسانهاي رو زمين را از بين ببرد! در زير جدولي از حداقل دوز كشنده سموم مختلف مانند سم مار ، سم استركينين (يك نوع سم گياهي) ، و اندوتوكسين باكتريايي (LPS) مشاهده مي شود كه كشندگي آنها را با برخي از اگزو توكسين هاي باكترياي بر رو موش مقايسه كرده است. به حداقل دوز كشنده توكسين كلستريديوم بوتولونيوم توجه كنيد !

 

اسامي توكسين ها معمولاً به محل اثر توكسين برمي گردد براي مثال :

انتروتوكسين (enterotoxin) بر روي روده و دستگاه گوارشي اثر مي گذارد مانند انتروتوكسين E.coli

نروتوكسين (neurotoxin) بر روي نرون ها و اعصاب اثر مي گذارد مانند نروتوكسين شيگلا

لوكوسيدن (leukocidin) كه بر روي لوكوسيت ها اثر مي گذارد مانند لوكوسيدن استافيلوكوكوس اورئوس

هموليزين (hemolysin) كه بر روي سلولهاي گلبول قرمز خون اثر مي گذارد مانند هموليزين استرپتوكوك پايوژنز

سيتوتوكسين (cytotoxin )  كه به روي دسته ي گسترده اي از سلول هاي بدن ميزبان فعاليت توكسيسيته دارند و غيره.... كه به خوبي محل اثر توكسين را بيان مي كنند.

توكسين هايي كه باعث مرگ ميزبان خود مي شوند را توكسين هاي كشنده يا لتال توكسين مي نامند (lethal toxins)

برخي توكسين هاي باكتريايي ، توانايي تهاجم باكتري را افزايش مي دهند مانند الاستاز يا هيالورونيداز يا كلاژناز كه باعث تجزيه ماتريكس بين سلولي ميزبان مي شوند و باكتري به راحتي در بافت هاي ميزبان گسترش مي يابد كه به چنين توكسين هايي به صورت كلي اينواسين (invasins ) هم گفته مي شوند (يعني فاكتور هاي تهاجم) براي مثال در مورد باكتري استافيلوكوكوس اورئوس الاستاز ، هيالورونيداز ، فيبرينوليزين (استافيلوكيناز) توكسين هايي هستند كه ماتريكس بين سلولي باكتري ها را تجزيه مي كنند و جز فاكتور هاي تهاجم و گسترش باكتري محسوب مي شوند به اينواسين  هاي (invasins) اين باكتري معروف هستند .

توكسين هاي اثر كننده بر روي غشاء:

(A  فسوفوليپاز و لستيناز : برخي توكسين ها با تجزيه اجزاي غشاء سلولي ميزبان موجب از بين رفتن اين سلولها مي شوند . براي مثال باكتري كلستريديوم پرفرين جنز كه عامل بيماري گاز گانگرن مي باشد داراي توكسين لستيناز مي باشد كه لستين (فسفاتيديل كولين) غشائ سلولي را به دي آسيل گليسرول و فسفوكولين تجزيه مي كنند . برخي ديگر از باكتري ها داراي توكسيني هستند كه به عنوان يك فسوفوليپاز عمل كرده و موجب تجزيه فسفوليپيد هاي ديواره سلولي باكتري ها مي شود.

(B توكسين هاي تشكيل دهنده ي پور در غشاء سلولي : دسته ي ديگري از توكسين هاي اثر كننده بر روي غشاء باكتري ها توكسين هايي هستند كه در غشاء سلولي ميزبان ايجاد حفره هايي پروتيني به نام پور (Pore) مي كنند كه خاصيت نفوذپذيري انتخابي سلول را از بين مي برند و از آنجا كه سيتوپلاسم سلولي داراي پتانسيل اسمزي بالاتري نسبت به محيط بيرون سلولي مي باشد آب و الكتروليت ها به صورت كنترل نشده اي از طريق اين كانال هاي ايجاد شده ، به درون سلول وارد شده و در نهايت سلول از بين مي رود. اين دسته از توكسين ها به نام توكسين هاي تشكيل دهنده ي پور معروف هستند (Pore-forming toxins ) كه در ادامه بيشتر توضيح داده خواهند شد .

برخي از خواص عمومي توكسين هاي باكتري ها :

از آنجا كه توكسين هاي باكتريايي از جنس پروتئين هستند در نتيجه بسيار ايمونوژن هستند و سيستم ايمني را تحريك مي كنند و در نتيجه اين تحريك عليه آنها آنتي بادي اختصاصي ساخته مي شود كه موجب خنثي شدن توكسين مي گردد. البته در شرايط اين ويترو (in vitro) امكان دارد كه آنتي بادي به طور كامل توكسين را خنثي نكند كه اين امر نشان مي دهد كه شاخص هاي آنتي ژني توكسين الزاماً جايگاه فعال توكسين نيست. (براي مثال امكان دارد بخشي از توكسين كه مسئول توكسيسته ي توكسين است ، در بخش فوقاني توكسين قرار داشته باشد و بخشي از توكسين كه توسط آنتي بادي ها شناسايي مي شود در بخش تحتاني توكسين قرار داشته باشد.)

اما از آنجا كه توكسين ها در شرايط اين ويوو (in vivo) به صورت كامل توسط آنتي بادي هاي خنثي كننده ، خنثي مي شوند نتيجه گرفته مي شود كه فاكتور هاي ديگري در ايمني ميزبان جهت خنثي كردن توكسين نقش ايفا مي كنند.

(شرايط اين ويترو (in vitro) به شرايطي گفته مي شود كه يك آزمايش در شرايط آزمايشگاهي بررسي شود اما شرايط اين ويوو (in vivo) به شرايطي گفته مي شود كه يك آزمايش در سيستم طبيعي موجود زنده بررسي شود ).

توكسوئيد : خاصيت توكسيسيته (سميت) توكسين ها ناپايدار بوده و با گذشت زمان از توكسيسته ي توكسين ها كاسته مي شود و در نهايت حذف مي شود اما خاصيت آنتي ژنسيته ي آنها از بين نمي رود ، اين موضوع اولين بار توسط باكتريولوژيست آلماني پاول ارليخ (Ehrlich, 1854_1915 Paul) مطرح شد . وي از واژه ي توكسوئيد براي توكسيني كه خاصيت توكسيسيته ي خود را از دست داده است استفاده كرد. در نتيجه توكسوئيد همان توكسين غير فعال شده مي باشد كه خاصيت تحريك ايمني را دارا مي باشد و به عنوان واكسن نيز به كار مي رود براي مثال واكسن كزاز يا تتانوس (tetanus) از جنس واكسن هاي توكسوئيدي مي باشد.

جهت غيرفعال كردن توكسين و توليد توكسوئيد ، تركيباتي مانند فرمالين (به طور معمول) ، يدين ،پپسين ، اسيد آسكوربيك ... را بر روي توكسين اثر مي دهند و تركيب فوق را به مدت چند هفته در PH = 6_9 در دماي 37 درجه نگهداري مي كنند.

همانطور كه گفتيم توكسين ها چيزي جز آنزيم هايي كه سوبستراي آنها اجزاي بافت ميزبان مي باشد ، نيستند و در نتيجه خواص فيزيكي و شيميايي آنها مانند ديگر آنزيم ها است به طوريكه در دماي بالا دناتوره (denatured by heat) مي شوند ، نسبت به اسيد و فعاليت پروليتيك ديگر آنزيم ها حساس هستند، و داراي فعاليت اختصاصي عليه يك سوبستراي خاص مي باشند.(specificity of action).

توكسين هايي با ساختار (A+B) :

(A plus B Subunit Arrangement)

 

بسياري از توكسين هاي باكتريايي و بطور خاص آنهايي كه بصورت درون سلولي بر روي سلول ها اثر مي گذارند داراري ساختاري دو قسمتي هستند كه اين ويژگي را به توكسين مي دهند كه به درون سلول ميزبان وارد شوند و از شرايط اسيدي درون فاگوزوم ها فرار كرده و به سيتوپلاسم سلول دسترسي پ

|+| نوشته شده توسط سید ابوالفضل حسینی نسب در جمعه بیستم خرداد 1390  |
 سودوموناس آئروژینوزا
سودوموناس آئروژینوزا چیست؟
سودوموناس آئروژینوزا چیست؟
سودوموناس آئروژینوزا یک باکتری گرم منفی است که معمولا در محیط یافت می شود. این موجود زنده در خاک، آب و دیگر محیط های مرطوب یافت می شود.
● چه بیماریهایی به وسیله سودوموناس آئروژینوزا ایجاد می شود؟
آئروژینوزا یک پاتوژن ( بیماریزا) فرصت طلب است.این باکتری از سیستم ایمنی ضعیف افراد سوء استفاده کرده ودر آنها عفونت و سموم مضر برای بافتها ایجاد می کند.
سودوموناس آئروژینوزا سبب عفونتهای مجاری ادراری ، سیستم تنفسی ،التهاب و آماس پوست ، عفونتهای بافتهای نرم ، باکتریمی ( وجود باکتری در خون ) عفونتهای استخوان ومفاصل ، عفونتهای معدی روده ای و عفونتهای سیستمیک متنوع به ویژه در بیماران با سوختگیهای شدید ، بیماران مبتلا به سرطان و ایدز که سیستم ایمنی آنها سرکوب شده است ، می نماید.
● چه کسی بیشترمستعد عفونتهای سودوموناس آئروژینوزا است ؟
این باکتری ویژه افرادیست که مبتلا به سیستیک فیبروزیس هستند و منبع مشترک عفونت ششها در این افراد است .
سودوموناس آئروژینوزا به شدت با بیماران سرطانی و سوختگی و افرادیکه سیستم ایمنی آنها سرکوب شده است ارتباط دارد . میزان مرگ برای افراد مبتلا به این باکتری حدود ۵۰ درصد است .
● اپید میولوژی سودوموناس
اصولا این باکتری یک پاتوژن بیمارستانی است. بر طبق CDC رویهمرفته ورود سودوموناس در بیمارستانهای آمریکا به طور متوسط ۴/۰ در صد است ( ۴ در ۱۰۰۰) و تقریبا یک چهارم پاتوژنهای بیمارستانی ایزوله شمارش شده برای ۱/۱۰ درصد کل عفونتهای بیمارستانی حاصل شده است.
درون بیمارستانها در منابع متعددی این باکتری یافت می شود ازجمله : مواد گندزدا لوازم تنفسی ، غذا پوست و…
این ارگانسیم اغلب از طریق میوه ها ، گیاهان و سبزیجات ، عیادت کنندگان و بیمارانی که از سایر بخشها منتقل می شوند وارد محیط بیمارستان می شود . شیوع وانتشار از بیماری به بیمار دیگر بوسیله دستهای پرسنل بیمارستا ن ، همچنین تماس مستقیم بیمار با منابع آلوده مانند خوردن آب و غذای آلوده رخ میدهد .
● دوره کمون
معمولا ۲۴ تا ۷۲ ساعت .
● تشخیص سودوموناس آئروژینوزا
تشخیص عفونت سودوموناس آئروژینوزا با جدا سازی و تشخیص آزمایشگاهی صورت می گیرد .
این باکتری به خوبی روی اغلب محیط های کشت آزمایشگاهی رشد می کند و روی آگار خونی و آگار آبی
ائوزین متیل تیونین جدا می شود ، شناسایی این باکتری براساس مورفولوژی گرم ، ناتوانی در تخمیر لاکتوز ( یک واکنش اکسیداز مثبت ) ، بوی میوه ( با طعم انگور ) ، وتوانایی رشد در دمای ۴۲ درجه سانتیگراد شناسایی می شود .
خاصیت فلوئورسانس زیر نور فرابنفش نیز در تشخیص سریع کلنی های سودوموناس آئروژینوزا موثر بوده و در تشخیص وجود آن در زخم ها کمک می کند .
● درمان سودوموناس
سودوموناس آئروژینوزا غالبا نسبت به آنتی بیوتیک های معمول مقاومت می کند ، اما برخی انواع به جنتا مایسین ، توبرامایسین ، کولیسیتین و آمی کاسین پاسخ می دهد .
جنتا مایسین و کربینیسیلین اغلب برای درمان آلودگیهای شدید کاربرد دارند .چند ین نوع واکسن هم مورد آزمایش قرار گرفته اند اما هیچیک برای استفاده عمومی ، به طور رایج در دسترس نیستند .
ترجمه : زهرا علیزاده دبیر زیست شناسی ناحیه ۲

 

بیماریزایی : تنها هنگامی به صورت عامل بیماریزاعمل می کندکه واردمناطق فاقددفاع طبیعی شود به عنوان مثال هنگامی که غشاهای مخاطی وپوست دراثرآسیب مستقیم نسجی از بین رفته اند-هنگامی که ازکاتترهای داخل وریدی یا ادرری استفاده می شود- یا هنگامی که بیماردچارنوتروپنی است این باکتری به غشاهای مخاطی وپوست متصل شدهودرانجا کولونیزه میشود- تهاجم موضی پیدا می کند وباعث بیماری سیستمیک می شود.

این باکتری باعث عفونت زخم وسوختگی شده چرک آبی-سبز ایجاد می کند در صورتی که ازبصل نخاع واردشود باعثا ایجادمننزیت می گردد. وچنانچه از طریق کاتترودستکاری مجاری ادرارویا ازراه محلولهای شستشووارد شود منجر به عفونت مجاری ادرار می گردد. این باکتری غالبا در موارد اوتیت خارجی خفیف در شناگران

همجنین با عفونت در چشم منجر به تخریب سریع چشم می شود. درشیر خوران یا

 افرادناتوان می تواند به جریان خون تهاجم یافته منجر به سپتیس کشنده شود

تشخیص آزمایشگاهی:

 

- BLOOD Agar:

2- مك كانكی:كلنی درشت لاكتوز منفی

3- TSI یا كلیكر ایرون اكار:ایجاد جلای فلزی می كند

4- IMVIC :+---

5- زلاتین :-

ازمون اكسیداسیون-فرمانتاسیون :توانایی تخمیر قندها توسط باكتری

روش:3 لوله حاوی قندگلوكز الكترولیت مقداركمی پپتون ومعرف PHتهیه كنید باكتریها رادرىولوله كشت داده ودرسطح یكی ازلوله ها بارافین اضافه كنید تا شرایط بیهوازی ایجاد شود بعد لوله هارابه مدت 24 ساعت دردمای 37 درجه نكهداری نموده نتایج رابدین صورت كزارش نمایید :

  ا لف : اركانیسم اكسیداتیو: عدم تخمیر قندها بنابراین فقط در شرایط هوازی قند مصرف می شود كه همراه باتولید اسید است كه موجب تغییرمعرف می شود (ازسبز به زرد)

ب: اركانیسم تخمیری:توانایی مصرف قند رابه روش تخمیر واكسیداسیون دارند مصرف قند همراه باتولید اسید است بنابراین در هردوشرایط تغییررنك دیده می شود

ج: اركانیسم غیراكسیداتیو: نه بصورت تخمیری ونه به صورت اكسیداتیو توانایی تخمیر قند راندارند بنابراین تغییری در محیط دیده نمی شود

تست اكسیداز: Taxo N®disc

description of immediate test

Immediate Positive Oxidase Test

description of delayed test

Positive Oxidase Test

رنك امزی كرم

 

 رشد درPseudosel agar 

 Pseudomonas aeruginosa Growing on Pseudosel Agar

Note the production of pyocyanin, a green water soluble pigment.

 

 فلورسنس در Pseudosel agarتحت اولترا ویوله 


Note the production of fluorescein, a compound that fluoresces under short wavelength ultraviolet light.

 

 Most of the Enterobacteriaceae have a rather foul smell; Pseudomonas aeruginosa produces a characteristic fruity or grape juice-like aroma due to production of an aromatic compound called aminoacetophenone

 

نتایج پژوهش محققان گروه باکتری شناسی دانشگاه تربیت مدرس نشان داد که ایمنی‌زایی فعال با فلاژلین نوترکیب، موش‌های سوخته را در برابر چالش کشنده سودوموناس آئروژینوزا محافظت خواهد کرد و میزان مرگ و میر موش‌ها را کاهش می‌دهد.

به گزارش سرویس پژوهشی ایسنا، "سبحان فائزی" کارشناس ارشد باکتری شناسی دانشگاه تربیت مدرس، پژوهشی را با راهنمایی دکتر مرتضی ستاری عضو هیات علمی دانشکده علوم پزشکی دانشگاه تربیت مدرس و با هدف «توسعه یک استراتژی واکسیناسیون برای افزایش پاسخ حفاظتی علیه فلاژلین نوترکیب سودوموناس آئروژینوزا» انجام داده است.

بر اساس یافته‌های این پژوهش، سودوموناس آئروژینوزا یک پاتوژن باکتری است که در همه جا حضور داشته و می‌تواند به طور مرموزانه در اطراف ما زندگی کند. این باکتری معمول‌ترین پاتوژن جدا شده از عفونت‌های زخم سوختگی  که از سیستم ایمنی ضعیف افراد، به طور مثال بیماران با سوختگی‌های شدید، سوء استفاده کرده و در آن‌ها عفونت و سموم مضر برای بافت‌ها ایجاد می‌کند. مدت‌هاست که فلاژل به عنوان یکی از فاکتورهای موثر در ایمنی ناشی از عفونت‌های سودوموناس آئروژینوزا شناخته شده است. باکتری‌های بیماری‌زا، فلاژل را با چندین هدف تولید می‌کنند که شامل افزایش کارایی در جذب مواد غذایی، فرار از مواد سمی، پاسخ ایمنی با واسطه TLR5 است.

در این پژوهش، برای بررسی اثرات حفاظتی، 10میکرو میلی‌گرم فلاژلین نوترکیب در همراهی و یا بدون ادجوانت آلوم در گروه‌های متفاوت تزریق شد. واکسیناسیون یادآور در دوره‌های دو هفته‌ای و خون‌گیری در هفته پس از هر تزریق انجام شد. فلاژلین نوترکیب در 3/83 درصد موارد باعث حفاظت موش‌ها در مدل موش سوخته شد و همچنین پاسخ ایمنی همورال بالایی ایجاد کرد، IgG ضد فلاژلین به طور معنی داری فاگوسیتوز باکتری را افزایش داد و تعداد باکتری‌های زنده در مقایسه با گروه کنترل بیش از 1/53 درصد کاهش یافت.

نتایج این مطالعه نشان داد که ایمنی‌زایی فعال با فلاژلین نوترکیب، با افزایش فاگوسیتوز باکتری‌ها، میزان مرگ و میر موش‌ها را کاهش و موش‌های سوخته را در برابر چالش کشنده سودوموناس آ‌ئروژینوزا محافظت خواهد کرد.

|+| نوشته شده توسط سید ابوالفضل حسینی نسب در جمعه بیست و سوم اردیبهشت 1390  |
 تاژک باکتریایی (Flagella)
تاژک باکتریایی چیست؟  

به نظر شما آیا تا کنون ماشینی ساخته شده است که بازده آن 100% باشد؟ خیر بشر تا کنون نتوانسته است چنین ماشینی را بسازد و حتی کارآمد ترین ماشین هایی که به دست بشر ساخته شده است حداقل مقداری از انرژی را به صورت حرارت یا ... حدر می دهند. اما جالب است بدانید که طبیعت ، ماشینی را کاملاً هنرمندانه تولید کرده است که باز دهی آن نزدیک به 100% است (99.9999%) .

این ماشین حیرت آور چیزی نیست جز تاژک باکتریایی ! حسادت نکنید ، از این ماشین حیرت آور نسخه ای با عملکردی متفاوت در بدن ما و هر موجودی که دارای میتوکندری می باشد نیز وجود دارد.

تاژک باکتریایی دارای نقش حرکتی برای باکتری ها میباشد و در برخی خانواده های باکتریایی دارای خواص آنتی ژنتیکی بالایی می باشد به طوری که طبقه بندی آن دسته از باکتری ها به وسیله ی خواص آنتی ژنتیکی تاژک آنها صورت می گیرد. در این مبحث ابتدا به بیان تفاوت های تاژک های یوکاریوتی و پروکاریوتی می پردازیم سپس به تشریح ساختار و عملکرد و اهمیت تاژک در باکتری ها می پردازیم.

تفاوت های تاژک یوکاریوتی و پروکاریوتی چیست؟

در زیر اصلی ترین تفاوت های بین تاژک های یوکاریوتی و پروکاریوتی فهرست شده است.که در ادامه این مبحث به شرح آنها خواهیم پرداخت.



· زیر واحد های تشکیل دهنده تاژک باکتریایی از پروتئینی به نام فلاژلین تشکیل شده است حال اینکه واحدهای تشکیل دهنده تاژک های یوکاریوتی پروتئینی به نام توبولین است.

· همانطور که می دانید و در شکل نشان داده شده است آرایش تاژک های یوکاریوتی متشکل از 9 جفت توبولین می باشد و یک جفت هم در وسط قرار میگیرد. اما تاژک های پروکاریوتی دارای ساختمانی تو خالی می باشد و واحد های سازنده تاژک به صورتی کنار یکدیگر قرار می گیرند که یک لوله تو خالی را به وجود می آورند.

·

نیروی محرکه لازم جهت چرخش تاژک در یوکاریوت ها از هیدرولیز ATP تامین می گردد. این نیرو در باکتری ها از نیروی محرکه پروتونی تامین می گردد که در ادامه بحث به طور کامل تری به آن می پردازیم.

· نحوه حرکت تاژک نیز در یوکاریوت ها و پروکاریوت ها متفاوت می باشد به طوری که در پروکاریوت ها حرکت تاژک به صورت چرخشی بوده و تاژک حول یک محور فرضی می چرخد ولی در یوکاریوت ها تاژک دارای حرکاتی شلاقی میباشد که شاید بهترین مثالی که از آن بتوان یاد آور شد حرکات شلاقی اسپرم باشد. در این رابطه نیز به طور مفصل تری توضیح داده خواهد شد.

ساختمان تاژک باکتریایی

· حرکت در اکثر گونه های باکتریایی توسط ماشین مولکولی پیچیده ای به نام تاژک انجام می شود که در آن مقدار بسیار زیادی پروتئین مختلف به کار رفته است که اصلی ترین آنها پروتئین فلاژین می باشد. این نانو ماشین حیرت آور تا 300 دور بر ثانیه چرخش دارد و نیروی گشتاور آن برابر با 1400 پیکونیوتن نانومتر بر ثانیه (1400 piconewton-nms) می باشد. طول تاژک از پیلی بلند تر بوده و دارای حرکت است اینها اصلی ترین تفاوت های ظاهری تاژک و پیلی می باشد که در شکل زیر به خوبی نشان داده شده است.



همانطور که مشاهده میشود حتی پیلی جنسی (F Pillus ) هم که یکی از بزرگترین پیلی هاست به بلندی تاژک نیست.

تاژک دارای سه بخش اساسی است :

1) بخش بازال

2) هوک یا قلاب

3) فیلامنت یا رشته.





1) جسم بازال یا پایه (basal ) :

این بخش درون غشاء سیتوپلاسمی باکتری قرار دارد و مسئول اتصال تاژک به باکتری می باشد ، بخش موتوری تاژک که باعث چرخش تاژک می شود نیز در قسمت بازال قرار دارد.

بخش بازال از حلقه های متعددی تشکیل شده است که تعداد این حلقه ها در باکتری های گرم مثبت و گرم منفی متفاوت است به طوریکه در باکتری های گرم مثبت تعداد آنها 2 عدد ودر گرم منفی ها تعداد آنها 4 عدد است. نحوه ی قرار گیری حلقه های تاژک در باکتری های گرم منفی به این صورت است که در سمت داخلی غشای سیتوپلاسمی حلقه ی M قرار دارد وسمت خارجی غشاء سیتوپلاسمی حلقه ی S وجود دارد. همانطور که در شکل مشاهده گاهی این دو حلقه را با یکدیگر به نام حلقه ی M_S می نامند.

حلقه ی دیگر حلقه ی P می باشد که در فضای پری پلاسمی دیواره سلولی و به طور مشخص درون پپتیدوگلیکان باکتری قرار دارد.

همانطور که در شکل مشاهده می شود خارجی ترین حلقه بخش بازال تاژک ، حلقه ی L می باشد که در غشاء خارجی باکتری قرار دارد . همانطور که انتظار می رود حلقه های P و L در باکتری های گرم مثبت وجود ندارد .( زیرا در باکتری های گرم مثبت فضای پری پلاسمی ای وجود ندارد که حلقه P در آن قرار بگیرد و همچنین غشای خارجی هم در این باکتری ها وجود ندارد در نتیجه حلقه ی L در این باکتری ها وجود ندارد.)

کار این حلقه ها چیست؟

حال که مکان این حلقه ها را توضیح دادیم این سوال پیش می آید که کار این حلقه ها چیست. این حلقه ها در واقع به عنوان یک بوش (bush) عمل می کنند. آیا می دانید بوش چیست؟ بوش به وسیله ای گویند که حلقوی شکل بوده به دور یک میله قرار میگیرد و میله را در یک سوراخ عریض تر از قطر میله فیکس میکند. حال به شکل زیر توجه کنید ، اگر این حلقه ها نباشند چه اتفاقی می افتد؟ بدون این حلقه ها، در هنگام چرخش، میله زرد رنگی که در شکل نشان داده شده است و از میان این حلقه ها عبور کرده است آزادانه با حرکاتی نا منظم درون فضای قسمت بازال تاژک که از قطر میله عریض تر است می چرخد !

پروتئین Mot که با رنگ کرمی در شکل نشان داده شده است مسئول چرخش تاژک است (Mot مخفف کلمه موتور است). باکتری ها در حالت عادی بوسیله پمپ های پروتونی پیوسته یون های با بار مثبت را به بیرون پمپ می کنند. نتیجه این عمل باعث می شود که همیشه درون باکتری دارای کمبود بار مثبت باشد و در نتیجه بار منفی بیشتر باشد و بیرون از باکتری دارای بار مثبت بیشتری نسبت به داخل باکتری باشد. در نتیجه ی اختلاف پتانسیل الکتروشیمیایی بوجود آمده یونهای مثبت میل به ورود به درون باکتری دارند ، و جالب است بدانید که یکی از اصلی ترین مکان های ورود این یونها به درون باکتری همین قسمت بازال تاژک و مشخاصاً پروتئین Mot است و یونها برای ورود به درون باکتری مجبورند که از این مکان عبور کنند. با عبور یونها، پروتئین Mot باعث چرخش میله وسط (Rod) می شود و این پروتئین نیز نیرو را به بخش بیرونی تاژک انتقال داده و تاژک می چرخد. این مکانیسم نیز در کمپلکس Atp ase که در غشای داخلی میتوکندری ها قرار دارد دیده میشود با این تفاوت که به جای بخش خارجی تاژک ، میله مرکزی با قسمت سر کمپلکس Atp ase در ارتباط است و با هر چرخش تولید Atp میکند.

پروتئین Fli یا Switch motor پروتئینی است که عملکرد آن تغییر جهت چرخش تاژک باکتری است. به طوری که می دانیم زمانیکه تاژک در جهت خلاف عقربه های ساعت بچرخد باکتری را به جلو می راند ولی زمانیکه در جهت خلاف عقربه های ساعت بچرخد باکتری دیگر حرکت جهت داری نمی کند و در همان جا شروع به ملق زدن میکند این ملق زدن برای باکتری دارای اهمیت است که در ادامه همین بحث به طور جداگانه به آن اشاره خواهیم کرد (نحوه حرکت باکتری در پایین توضیح داده شده است ). البته پروتئین های بخش بازال بسیار زیاد هستند که ما در اینجا به اساسی ترین و مهمترین های آنها اشاره کردیم.

2) هوک یا قلاب (Hook) :

این بخش که در شکل با رنگ صورتی نمایش داده شده است رابط بین فیلامنت تاژک و بخش میله ای جسم بازال (Rod) است و دارای شکلی خمیده است که همین خمیده بودن از اهمیت بالایی برخوردار است چرا که اگر این بخش وجود نداشته باشد و تاژک به صورت مستقیم به میله ی بخش بازال (Rod) متصل باشد، با چرخش تاژک باکتری دیگر به جلو حرکت نخواهد کرد. برای تصور بهتر کافیست هلیکوپتری را تصور کنید که دارای همه ی قسمت های موتور و محور مرکزی (Rod) می باشد اما دارای ملخ نیست ! موتور محور اصلی را می چرخاند ولی هلیکوپتر به بالا حرکت نمی کند. در اینجا هم این خمیده بودن موجب می شود تاژک از دینامیک مناسبی جهت جلو راندن باکتری در محیط مایع برخوردار شود.

3) فیلامنت یا رشته Filament :

این بخش از تاژک خارجی ترین بخش تاژک می باشد ، همانطور که قبلآ اشاره شد دارای ساختمانی تو خالی می باشد که به علت همین لوله ای بودن دارای استحکام فوق العاده ای می باشد. این تو خالی بودن تاژک در سنتز تاژک نیز دارای اهمیت است به طوریکه ساب یونیت های تشکیل دهنده فیلامنت در هنگام سنتز تاژک از داخل همین فضای خالی به انتهای تاژک منتقل می شوند.
 
|+| نوشته شده توسط سید ابوالفضل حسینی نسب در چهارشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1390  |
 نگاهی گذرا به تاریخچه ی میکروب شناسی

۱.جان نیدهام ......................... نظریه تولید خودبخودی(Abiogenes).
۲.روبرت هوک ........................ اختراع میکروسکوپ.
۳.آنتون وان لیون هوک ............ مشاهده موجودات ذره بینی(Animalcules).
۴.فریدریش هنل ..................... ارائه تئوری جرم(میکروب علت بیماریست).
۵.جوزف لیستر..... استریل اطاق عمل-خالص سازی باکتری در محیط براث.
۶.لوئی پاستور....... رد نظریه جان نیدهام-کشف پدیده تخمیر-کشف واکسن سیاه زخم و واکسن هاری - اثبات تئوری جرم و . . .
۷.ربرت کوخ ....... ارائه اصول چهارگانه ی کخ - کشف عوامل ایجاد کننده سیاه زخم و سل و وبا - کشف محیط جام برای کشت باکتری و . . .
اصول چهارگانه روبرت کوخ عبارتند از:
۱.میکروارگانیسم باید در هر مورد از بیماری وجود داشته باشد ولی در فرد سالم حضور نداشته باشد.
۲.میکروارگانیسم باید از بدن بیمار جدا شده و بتوان آن را در محیط کشت رشد داد.
۳.بعد از خالص سازی کشت فوق در صورت تزریق عصاره کشت به حیوان آزمایشگاهی در حیوان بیماری ایجادشود.
۴.دوباره بتوان ارگانیسم را از بدن حیوان آلوده جدا کرد
۸.الکساندر فلیمینگ................ کشف پنی سیلین.
۹.کشف اسپور و اتو کلاو......... کهن.
۱۰.ادوارد جنر ........................ انجام اولین واکسیناسیون.
۱۱.کریستین گرم ................. ابداع رنگ آمیزی گرم.
۱۲.دیمیتری یوز فویچ ایوانوسکی ........ کشف ویروس .
۱۳.گری مولیس ابداع روش PCR
|+| نوشته شده توسط سید ابوالفضل حسینی نسب در چهارشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1390  |
 توکسین های(سم) باکتریایی (Bacterial Toxins):

توکسین های باکتری ها را به طور کلی می توان به دو دسته تقسیم بندی کرد:

۱) اندوتوکسین ها (Endotoxins) که از اجزای دیواره سلولی باکتریایی مانند غشاء خارجی ،می باشد و پس از لیز باکتری ، به درون محیط آزاد می شود که بارز ترین مثال آن لیپوپلی ساکارید lipopolysaccharide (LPS) باکتریایی در باکتری های گرم منفی می باشد که به طور جداگانه به آن پرداخته ایم.

۲) دسته ی دیگر از توکسین های باکتریایی ، اگزوتوکسین ها (Exotoxins) هستند که به طور عمده از جنس پروتئین بوده و به درون محیط زندگی باکتری ترشح می شوند. که خود از لحاظ عملکرد و مکانیسم به چندین کلاس تقسیم بندی می شوند که در اینجا به شرح آن خواهیم پرداخت.

توکسینو ژنسیز (Toxigenesis) به معنای توانایی تولید توکسین می باشد که در بسیاری از باکتری های پاتوژن این توانایی دیده می شود. اگزوتوکسین باکتریایی معمولاً به محیط کشت و یا میزبان ترشح می شوند اما باکتری هایی هستند که جهت آزاد سازی اگزوتوکسین تولید شده درون سیتوپلاسم سلولی باید لیز شوند مانند عامل دیفتری ، کورینه باکتریوم دیفتریا ، که تا زمانیکه لیز نشود توکسین تولید شده درون سیتوپلاسم آزاد نمی شود.

همانطور که گفته شد اگزوتوکسین ها به طور عمده پروتئینی و گاهی اوقات قطعه ای پلی پپتیدی هستند. اگزوتوکسین ها اکثراً دارای فعالیت آنزیمی هستند و می توان آنها را آنزیم هایی در نظر گرفت که سوبسترای (مواد اولیه مصرفی) آنها مواد حیاتی سلولی می باشد. برای مثال توکسین دیفتری که توسط باکتری کورینه باکتریوم دیفتریا (Corynebacterium diphtheriae ) تولید می شود چیزی جز یک آنزیم نیست که سوبسترای آن EF2 (Elongation factor-2) سلول های بدن ما می باشد که این توکسین آنرا غیر فعال می کند . فاکتور EF2 یکی از فاکتور های اصلی پروتئین سازی در سلولها می باشد که پس از غیر فعال شدن سلول دیگر توانایی تولید آنزیم ، رسپتور ، پمپ های غشائی ... و دیگر فراورده های پروتئینی سلولی را از دست می دهد.

توکسین ها معمولاً در فاز لگاریتمی (Exponential growth) رشد باکتری ها ترشح می شوند و قاعدتاً هم از باکتری های زنده تولید می شوند اما همانطور که گفته شد در برخی موارد مانند باکتری دیفتری ، توکسین پس از لیز باکتری در محیط آزاد می شود.

تولید توکسین معمولاً برای باکتری ها اختصاصی است به طوریکه فقط کورینه باکتریوم دیفتریا تولید توکسین دیفتری می کند یا فقط کلستردیوم تتانی (Clostridium tetani ) تولید توکسین تتانوس (tetanus toxin) می کند. در این میان فقط گونه های ویرولانت (بیماری زا) باکتری توانایی تولید توکسین دارند و گونه های غیر بیماری زا و در اصطلاح غیر ویرولانت (nonvirulent strains ) توانایی تولید توکسین را ندارند.

زمانی تصور می شد که اگزوتوکسین فقط توسط باکتری های گرم مثبت تولید می شود اما امروز می دانیم که هم باکتری های گرم مثبت و هم باکتری های گرم منفی توانایی تولید توکسین را دارند.

توکسین های باکتریایی جز کشنده ترین سموم شناخته شده می باشند به طوریکه تخمین زده می شود یک بطری نوشابه از سم باکتری کلستریدوم بوتولونیوم (botulinum Clostridium) می تواند تمام انسانهای رو زمین را از بین ببرد! در زیر جدولی از حداقل دوز کشنده سموم مختلف مانند سم مار ، سم استرکینین (یک نوع سم گیاهی) ، و اندوتوکسین باکتریایی (LPS) مشاهده می شود که کشندگی آنها را با برخی از اگزو توکسین های باکتریای بر رو موش مقایسه کرده است. به حداقل دوز کشنده توکسین کلستریدیوم بوتولونیوم توجه کنید !



اسامی توکسین ها معمولاً به محل اثر توکسین برمی گردد برای مثال :

انتروتوکسین (enterotoxin) بر روی روده و دستگاه گوارشی اثر می گذارد مانند انتروتوکسین E.coli

نروتوکسین (neurotoxin) بر روی نرون ها و اعصاب اثر می گذارد مانند نروتوکسین شیگلا

لوکوسیدن (leukocidin) که بر روی لوکوسیت ها اثر می گذارد مانند لوکوسیدن استافیلوکوکوس اورئوس

همولیزین (hemolysin) که بر روی سلولهای گلبول قرمز خون اثر می گذارد مانند همولیزین استرپتوکوک پایوژنز

سیتوتوکسین (cytotoxin ) که به روی دسته ی گسترده ای از سلول های بدن میزبان فعالیت توکسیسیته دارند و غیره.... که به خوبی محل اثر توکسین را بیان می کنند.

توکسین هایی که باعث مرگ میزبان خود می شوند را توکسین های کشنده یا لتال توکسین می نامند (lethal toxins)

برخی توکسین های باکتریایی ، توانایی تهاجم باکتری را افزایش می دهند مانند الاستاز یا هیالورونیداز یا کلاژناز که باعث تجزیه ماتریکس بین سلولی میزبان می شوند و باکتری به راحتی در بافت های میزبان گسترش می یابد که به چنین توکسین هایی به صورت کلی اینواسین (invasins ) هم گفته می شوند (یعنی فاکتور های تهاجم) برای مثال در مورد باکتری استافیلوکوکوس اورئوس الاستاز ، هیالورونیداز ، فیبرینولیزین (استافیلوکیناز) توکسین هایی هستند که ماتریکس بین سلولی باکتری ها را تجزیه می کنند و جز فاکتور های تهاجم و گسترش باکتری محسوب می شوند به اینواسین های (invasins) این باکتری معروف هستند .

توکسین های اثر کننده بر روی غشاء:

(A فسوفولیپاز و لستیناز : برخی توکسین ها با تجزیه اجزای غشاء سلولی میزبان موجب از بین رفتن این سلولها می شوند . برای مثال باکتری کلستریدیوم پرفرین جنز که عامل بیماری گاز گانگرن می باشد دارای توکسین لستیناز می باشد که لستین (فسفاتیدیل کولین) غشائ سلولی را به دی آسیل گلیسرول و فسفوکولین تجزیه می کنند . برخی دیگر از باکتری ها دارای توکسینی هستند که به عنوان یک فسوفولیپاز عمل کرده و موجب تجزیه فسفولیپید های دیواره سلولی باکتری ها می شود.

(B توکسین های تشکیل دهنده ی پور در غشاء سلولی : دسته ی دیگری از توکسین های اثر کننده بر روی غشاء باکتری ها توکسین هایی هستند که در غشاء سلولی میزبان ایجاد حفره هایی پروتینی به نام پور (Pore) می کنند که خاصیت نفوذپذیری انتخابی سلول را از بین می برند و از آنجا که سیتوپلاسم سلولی دارای پتانسیل اسمزی بالاتری نسبت به محیط بیرون سلولی می باشد آب و الکترولیت ها به صورت کنترل نشده ای از طریق این کانال های ایجاد شده ، به درون سلول وارد شده و در نهایت سلول از بین می رود. این دسته از توکسین ها به نام توکسین های تشکیل دهنده ی پور معروف هستند (Pore-forming toxins ) که در ادامه بیشتر توضیح داده خواهند شد .

برخی از خواص عمومی توکسین های باکتری ها :

از آنجا که توکسین های باکتریایی از جنس پروتئین هستند در نتیجه بسیار ایمونوژن هستند و سیستم ایمنی را تحریک می کنند و در نتیجه این تحریک علیه آنها آنتی بادی اختصاصی ساخته می شود که موجب خنثی شدن توکسین می گردد. البته در شرایط این ویترو (in vitro) امکان دارد که آنتی بادی به طور کامل توکسین را خنثی نکند که این امر نشان می دهد که شاخص های آنتی ژنی توکسین الزاماً جایگاه فعال توکسین نیست. (برای مثال امکان دارد بخشی از توکسین که مسئول توکسیسته ی توکسین است ، در بخش فوقانی توکسین قرار داشته باشد و بخشی از توکسین که توسط آنتی بادی ها شناسایی می شود در بخش تحتانی توکسین قرار داشته باشد.)

اما از آنجا که توکسین ها در شرایط این ویوو (in vivo) به صورت کامل توسط آنتی بادی های خنثی کننده ، خنثی می شوند نتیجه گرفته می شود که فاکتور های دیگری در ایمنی میزبان جهت خنثی کردن توکسین نقش ایفا می کنند.

(شرایط این ویترو (in vitro) به شرایطی گفته می شود که یک آزمایش در شرایط آزمایشگاهی بررسی شود اما شرایط این ویوو (in vivo) به شرایطی گفته می شود که یک آزمایش در سیستم طبیعی موجود زنده بررسی شود ).

توکسوئید : خاصیت توکسیسیته (سمیت) توکسین ها ناپایدار بوده و با گذشت زمان از توکسیسته ی توکسین ها کاسته می شود و در نهایت حذف می شود اما خاصیت آنتی ژنسیته ی آنها از بین نمی رود ، این موضوع اولین بار توسط باکتریولوژیست آلمانی پاول ارلیخ (Ehrlich, 1854_1915 Paul) مطرح شد . وی از واژه ی توکسوئید برای توکسینی که خاصیت توکسیسیته ی خود را از دست داده است استفاده کرد. در نتیجه توکسوئید همان توکسین غیر فعال شده می باشد که خاصیت تحریک ایمنی را دارا می باشد و به عنوان واکسن نیز به کار می رود برای مثال واکسن کزاز یا تتانوس (tetanus) از جنس واکسن های توکسوئیدی می باشد.

جهت غیرفعال کردن توکسین و تولید توکسوئید ، ترکیباتی مانند فرمالین (به طور معمول) ، یدین ،پپسین ، اسید آسکوربیک ... را بر روی توکسین اثر می دهند و ترکیب فوق را به مدت چند هفته در PH = 6_9 در دمای 37 درجه نگهداری می کنند.

همانطور که گفتیم توکسین ها چیزی جز آنزیم هایی که سوبسترای آنها اجزای بافت میزبان می باشد ، نیستند و در نتیجه خواص فیزیکی و شیمیایی آنها مانند دیگر آنزیم ها است به طوریکه در دمای بالا دناتوره (denatured by heat) می شوند ، نسبت به اسید و فعالیت پرولیتیک دیگر آنزیم ها حساس هستند، و دارای فعالیت اختصاصی علیه یک سوبسترای خاص می باشند.(specificity of action).

توکسین هایی با ساختار (A+B) :

(A plus B Subunit Arrangement)



بسیاری از توکسین های باکتریایی و بطور خاص آنهایی که بصورت درون سلولی بر روی سلول ها اثر می گذارند داراری ساختاری دو قسمتی هستند که این ویژگی را به توکسین می دهند که به درون سلول میزبان وارد شوند و از شرایط اسیدی درون فاگوزوم ها فرار کرده و به سیتوپلاسم سلول دسترسی پیدا کنند و در آنجا اثر خود را اعمال کنند.

این نوع توکسین ها از دو قسمت تشکیل شده اند :

(subunit A) ساب یونیت A : این قسمت از توکسین هایA+B بخش فعال توکسین می باشد که مسئول فعالیت توکسین می باشد برای مثال غیر فعال کردن فاکتور E2F توسط توکسین دیفتری به وسیله ی ساب یونیت A این توکسین صورت می گیرد.(حرف A برگرفته از کلمه ی Active به معنای فعال می باشد).

(subunit B) ساب یونیت B : این قسمت از توکسین های A+B مسئول اتصال توکسین به رسپتور مخصوص بر روی سلول میزبان می باشد و پس از اتصال این ساب یونیت به سلول، بخش A از توکسین را از درون غشاء عبور می دهد و به درون سیتوپلاسم وارد می کند.(حرف B برگرفته از کلمه ی Binding به معنای اتصال می باشد).

جهت فعال بودن توکسین لازم است که ساب یونیت A از توکسین از ساب یونیت B جدا شود . همچنین هیچکدام از بخش ها به تنهایی توانایی ایجاد توکسیسته علیه سلول را دارا نیستند به طوریکه اگر بخش A که مسئول فعالیت توکسین است را به طور جداگانه به موجود زنده تزریق کنیم اثر توکسیسته ای اعمال نمی کند و همینطور در مورد بخش B به طوریکه اگر در شرایط آزمایشگاه این بخش رابه میزبان تزریق کنیم فقط رسپتور های سلول میزبان را اشغال می کنند و فعالیت توکسیسته ای ندارد.

انواع توکسین های با ساختار (A+B) :

توکسین هایی با ساختار A+B : هرگاه توکسینی را به صورت A+B نشان دهند این به این معنا است که توکسین به صورت دو بخش مجزا و جدا از هم سنتز و به بیرون ترشح می شوند. در این نوع توکسین ها بخش B پس از تولید و ترشح به بیرون به رسپتور خاص خود در سطح سلول های میزبان اتصال پیدا می کند. بخش A نیز پس از تولید و ترشح به بیرون ، از مجاورت سلول های میزبان عبور می کند اما توانایی ورود به سلول های میزبان را ندارد تا اینکه به سلولی برسد که به سطح آن بخش B اتصال یافته است در این هنگام به بخش B اتصال می یابد و سپس توسط آن از غشاء سلول میزبان عبور می کند و وارد سلول می شود.

توکسین هایی با ساختار A_B : هرگاه توکسینی را به صورت A_B نشان دهند این به این معنا است که بخش A و بخش B توکسین باکتری به صورت جداگانه تولید می شوند اما هنگام ترشح به بیرون توسط پیوند های غیرکوالانتی (noncovalent bonds) به هم اتصال پیدا می کنند . این گونه توکسین ها به صورت متصل به هم به بیرون از باکتری ترشح می شوند و در نتیجه به صورت متصل به هم به سطح سلول اتصال می یابند و بخش B پس از اتصال ، بخش A را به درون سلول انتقال می دهد. هر گاه توکسینی را به صورت A_B5 نشان دهند این به این معنا است که توکسین از یک ساب یونیت A و از 5 ساب یونیت B تشکیل شده است. برای مثال توکسین بوردتلا پورتوسیس به صورت A_B5 می باشد.

توکسین هایی با ساختار A/B : هرگاه توکسینی را به صورت A/B نشان دهند این به این معنا است که توکسین به صورت یک پروتئین واحد تولید می شود که از دو دومین A و B تشکیل یافته است که بعد ها توسط فعالیت پروتئولیتیک آنزیمی از یکدیگر جدا شده و به صورت فعال در می آیند.
|+| نوشته شده توسط سید ابوالفضل حسینی نسب در چهارشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1390  |
 پند

آدمیان به سان مگسانی اند به دور شیرینی،گر حول تو می گردند،نه بر دوست داشتن توست،که تنها کام خویش را می خواهند از وجود تو بستانند و بس!

از آن پس،آنچه که در ذهن و مخیله ی تو باقی خواهد ماند،صدای وز وزی است که تلخی روزگار و فریبکاری مردمانش را تداعی خواهد کرد!

شیرینی و حلاوت خویش را با زهری کشنده بیامیز،تا آن کس که دوستدار راستین تو نیست و  از برای شیرینی تو چشم دوخته،فرجام کار خویش را چون جام شوکران نوش کند!

براستی که زندگی در میان آدمیان،بسی خطرناک تر است از زندگی در میان جانوران!

|+| نوشته شده توسط سید ابوالفضل حسینی نسب در سه شنبه ششم اردیبهشت 1390  |
 زندیگینامه ی رابرت کخ
در ابتدایِ کار رابرت کخ مثل دیگر دانشمندان بزرگ، نبوغی در وی دیده نمی شد و هیچ کسی فکر نمی کرد یا شاید به نظر نمی رسید که بتواند روزی همراه با پاستور علم جدید باکتری شناسی را بر پایه و اساس محکم بنا نهد. او پیوسته مایل به تحقیق بود و دوست داشت که مکتشف شود، ولی همسرش با این فکر و ایده او مخالفت می کرد. در سالهای جنگ بعنوان جراح در ارتش مشغول به کار شد. رابرت کخ در ابتدای مطالعات و آزمایشات خود، خون حیوان مبتلا به یک بیماری خاصی را  مورد آزمایش قرار داد و  متوجه شد که باسیلهایی در آن خون وجود دارند. به کمک باسیلها سرم سیاه زخم را کشف کرد. سپس یک باکتری ار به بدن موشی انتقال داد و مرتبا از موشی به موش دیگر منتقل کرد. در این انتقال ها پیوسته با سیل و افزایش تعداد روبه رو شد. او توانست میکروب را خارج از بدن موجود زنده کشف کند.این نخستین با بود که میکروب را در خارج از بدن موجود زنده تولید می کردند. او نتیجه مطالعات خود را در مجله ای منتشر کرده و نشان داد که به چه طریق می توان با رنگ کردن میکروب ها آنها را زیر میکروسکوپ مشاهده نمود. او به واسطه کشف خود، پزشک مشهوری شده بود و دیگر گمنام نبود و همه او را می شناختند. کخ اصول و قواعدی را بنیان نهاد و مشخص کرد که ابتدا باید میکروب را در بدن بیمار تشخیص داد و سپس آن را کشت داده و وارد بدن دیگری کرد، اگر بیماری اصلی دوباره بروز کرد در این صورت می توان میکروب اولیه را عامل بیماری زا دانست. وی در سال 1882 میکروب سل را کشف کرد و یک سال بعد اظهار کرد تلقیح سرم می توان از مبتلا شدن جانداران دیگر جلوگیری کرد. با تکنیکهای خاص خود موفق به شناخت بساری از بیماری های عفونی گشت.در سال 1891(؟) ریاست انستیتوی امراض عفونی را بدست آورد.کخ در سال 1893 برای تشخیص و مطالعه، طاعون و وبا به آسیا سفر کرد. کخ در زمینه بیماری خواب مطالعاتی را انجام داد و متوجه شد که علت بیماری خواب مگس تسه تسه می باشد. او در سال 1905 به اخذ جایزه نوبل نائل آمد. کخ در سالهای اواخر زندگی پربارش، به بیماری که خود میکروب آن را کشف کرده بود، مبتلا شد. این دانشمند بزرگ جهان در 27 مه سال 1910 در اثر بیماری سل در سن شصت و پنج سالگی دیده از جهان فروبست.

 

|+| نوشته شده توسط سید ابوالفضل حسینی نسب در سه شنبه ششم اردیبهشت 1390  |
 انتقال ژن در باکتری ها
مقدمه

مواد ژنتیکی به چند طریق می‌توانند در بین باکتریها انتقال یابند. در همه مکانیسمهای انتقال ، یک یاخته دهنده وجود دارد که بخشی از DNA خود را به یاخته گیرنده می‌دهد. معمولا پس از انتقال این بخش از DNA یاخته دهنده جزئی از یاخته گیرنده می‌شود و بقیه آن بوسیله آنزیمهای درون یاخته‌ای تجزیه می‌گردند. در این صورت یاخته گیرنده را ، که حاوی بخشی از DNA یاخته دهنده است نوترکیب می‌نامند. انتقال مواد ژنتیکی در باکتریها پدیده متداولی نیست و تنها ممکن است در میان یک درصد کل جمعیت باکتری رخ دهد.

انتقال ژنها در باکتریها به سه روش دگرگونی ، الحاق و انتقال صورت می‌گیرد.

دگرگونی در باکتریها

ژنها در طی فرآیند دگرگونی ، به صورت DNA عریان در محلول از یک باکتری دیگر منتقل می‌شوند. این پدیده نخستین بار در حدود 50 سال قبل بدون درک دقیق مکانیسم آن نشان داده شد. هنگامی که فردریک گریفیث به سال 1928 در انگلستان سرگرم مطالعه بر روی باکتری استرپتوکوکوس پنومونیه بود به این پدیده پی برد. این باکتری دارای دو نوع کپسول‌دار و بدون کپسول است که تنها نوع کپسول‌دار آن بیماریزا است. این دانشمند درصدد روشن کردن این مسئله بود که آیا پنوموکوک بیماریزای کشته شده در دمای 60 درجه سانتیگراد می‌تواند موش را بر علیه این بیماری واکسینه کند یا نه.





او در حین انجام آزمایشهای خود متوجه شد که موش تزریق شده با این نوع باکتری کشته شده، به بیماری مبتلا نمی‌شود ولی هنگامی که این باکتریهای کشته شده با نوع غیر بیماریزای زنده مخلوط و سپس تزریق شوند، موشها به بیماری مبتلا می‌شوند. در این حالت ، در خون موشهایی که در اثر بیماری مرده‌اند می‌توان باکتریهای کپسول‌دار را یافت. از این آزمایش چنین نتیجه گرفته شد که مواد وراثتی از باکتریهای بیماریزا وارد یاخته‌های زنده شده و آنها را از نظر ژنتیکی به گونه‌ای تغییر داده‌اند که به نوع کپسول‌دار مبدل شده‌اند. پژوهشهای بعدی انجام شده بر مبنای آزمایش گریفیث نشان داد که دگرگونی باکتریها می‌تواند با استفاده از روشهای استاندارد کشت میکروبی انجام شود.

در طبیعت برخی از باکتریها احتمالا پس از مردن و متلاشی شدن، DNA خود را در محیط آزاد می‌کنند. بخشهایی از این DNA می‌تواند بوسیله باکتریهای دیگر جذب شده و در آنها صفت یا صفات جدیدی را ایجاد کند. یاخته دریافت کننده این ژنها نوعی هیبرید یا یاخته نوترکیب است. این نوع دگرگونی یاخته‌ای در طبیعت تنها در میان انواع محدودی از باکتریها از جمله انواع باسیلوس ، هموفیلوس ، نایسریا ، ریزوبیوم و برخی از استرپتوکوکها یا استافیلوکوکها دیده می‌شود. در صورتی که یاخته‌های دهنده و گیرنده به یکدیگر نزدیک باشند عمل دگرگونی بهتر و ساده‌تر صورت می‌گیرد. وقتی یاخته دریافت کننده در شرایط فیزیولوژیکی مناسب برای دریافت و پذیرش DNA یاخته دهنده باشد Competent نامیده می‌شود.




الحاق در باکتریها

الحاق مکانیسم دیگری برای انتقال مواد ژنتیکی از یک باکتری به باکتری دیگر است. این عمل با وساطت پلاسمیدها که قطعات DNA کوچک و حلقوی بوده و مستقل از کروموزوم یاخته‌ای تکثیر می‌یابند انجام می‌گیرد. پلاسمیدها همانند کروموزومهای کوچکی هستند که از نظر ژنهای موجود ، با کروموزوم باکتری متفاوت‌اند. ژنهای موجود ، در پلاسمید غالبا برای رشد یاخته حیاتی و اساسی نیستند.
چگونگی پدیده الحاق

مطالعه پدیده الحاق عمدتا با استفاده از باکتری اشرشیاکلی صورت می‌گیرد. در این باکتری ، عاملی موسوم به نام F نخستین پلاسمیدی است که در طی عمل الحاق از یاخته‌ای به یاخته دیگر انتقال می‌یابد. یاخته دهنده دارای عامل F را یاخته F مثبت و یاخته گیرنده فاقد آن را یاخته F منفی می‌نامند. در برخی از یاخته‌های F مثبت ، عامل F شکسته شده و وارد کروموزوم یاخته‌ای می‌شود در این حالت یاخته را HFr گویند.

به هنگام الحاق یاخته HFr به یاخته F منفی ، کروموزوم یاخته HFr حاوی عامل F خرد شده، همانند سازی می‌کنند و تکثیر می‌یابد و نسخه جدیدی از این کروموزوم یا بخشی از آن به یاخته گیرنده منتقل می‌شود. در اثر این عمل ، یاخته گیرنده F منفی می‌تواند صاحب ژنهای جدیدی شود مانند پدیده دگرگونی.




تفاوت انتقال از طریق الحاق با دگرگونی

انتقال مواد ژنتیکی از طریق الحاق با انتقال این مواد از راه دگرگونی دو تفاوت اساسی دارد. یکی آن که الحاق به تماس مستقیم بین یاخته دهنده و گیرنده نیاز دارد. دیگر آن که یاخته های جفت شده در الحاق می بایست از دو نوع قابل جفت شدن باهم با وساطت مژکهای سطحی باشند. یعنی یاخته های دهنده باید دارای پلاسمید و یاخته های گیرنده فاقد آن باشند. این پلاسمید حاوی ژنهای سنتز کننده مژکهای جنسی است که مسئول تماس و اتصال یاخته‌های دهنده و گیرنده و انتقال پلاسمید هستند.
انتقال ژن در باکتریها

سومین مکانیسم انتقال مواد ژنتیکی در بین باکتریها ، از طریق فرآیند انتقال است. در این فرآیند DNA عریان از یاخته‌ای به یاخته دیگر منتقل نمی‌گردد و بلکه این انتقال بوسیله ویروسهای باکتریایی به نام باکتریوفاژ یا فاژ انجام می‌شود که از یاخته‌های دهنده به یاخته‌های گیرنده می‌روند. در این فرآیند ، ویروس به دیواره یاخته میزبان متصل شده و DNA خود را به درون آن تزریق می‌کند.

به هنگام همانند سازی DNA میزبان و DNA ویروس ، ناگهان کروموزوم باکتری شکسته شده و بخشی از آن در داخل غلاف پروتئینی ویروس جای می‌گیرد. در این صورت فاژ حاصله حاوی بخشی از DNA باکتری است. هنگامی که این فاژها باکتریهای جدید را آلوده می‌کنند به این ترتیب بخشی از DNA باکتری قبلی را به باکتریهای جدید منتقل می‌سازند. در این انتقال هر بخشی از DNA باکتری اول و یا هر ژنی از باکتری دهنده می‌تواند به باکتری دوم یا باکتری گیرنده منتقل شود، لذا این نوع انتقال را عمومی می‌گویند.
انتقال خصوصی

نوع دیگری از انتقال وجود دارد که اختصاصی نامیده می‌شود و طی آن تنها ژنهای خاصی از یک باکتری می‌توانند به باکتری دیگر منتقل شوند
|+| نوشته شده توسط سید ابوالفضل حسینی نسب در جمعه بیست و ششم فروردین 1390  |
 اطلاعاتی راجع به بعضی از کشت های میکروا ورگانیسم ها

میکروسکوپ الکترونی (electron microscope)

قدرت جداسازی میکروسکوپ الکترونی از میکروسکوپ نوری بهتر است به این معنی که با میکروسکوپ الکترونی اجزای کوچکتری را می توان دید. قبلا گفته شد حد تفکیک (R) به طول موج نوری بستگی دارد که به نمونه می تابد. در حقیقت بین این دو رابطه مستقیمی وجود دارد یعنی هر چقدر طول موج تابشی کوچکتر باشد ،R نیز کوچکتر و قدرت جداسازی بیشتر است. در میکروسکوپ الکترونی بجای استفاده از نور مرئی از امواج الکترون ها استفاده می شود. در شرایط مناسب طول موج الکترون ها به nm ۰/۰۰۵ می رسد. در این طول موج بهترین R ممکن حدود nm ۰/۰۰۲ است. در عمل به علت محدودیت های دیگر ، قدرت جداسازی میکروسکوپ های الکترونی هیچ وقت به این خوبی نیست.حد تفکیک با میکروسکوپ الکترونی برای ملکول های تخلیص شده ی زیستی ، حدودنانومتر  ۰/۱ و برای سلول ها نانومتر۲ است که دست کم 100 برابر بهتر از بهترین میکروسکوپ های نوری است.

دو نوع میکروسکوپ الکترونی به نام میکروسکوپ الکترونی گذاره و میکروسکوپ الکترونی نگاره وجود دارد.

 

 

باسیلوس استئاروترموفیلوس1 باکتری اسپوردار هوازی است که نسبت به حرارت و مواد شیمیائی بسیار مقاوم است . دمای مناسب برای رشد آنها 55 تا 60 درجه سلسیوس و برای تعدادی از آنها 35 و بالای 75 درجه سلسیوس و PH مناسب برای رشد آنها 7 می‏باشد . این باکتری‏ها در غذاهای کنسروی با تخمیر کربوهیدرات‏ها تولید اسید بدون گاز می‏کنند یعنی بدون اینکه در قوطی کنسرو بادکردگی ایجاد نمایند آن را فاسد می‏کنند و به همین دلیل به آنها باکتری‏های عامل " فساد صاف "2 می‏گویندMilk / Bacillus strearothermophilus

یک باکتری برای بررسی مواد ضدعفونی یا اگر خولستار امتحان کردن محیط اتو کلاو استفاده می شود اگر اتو کلاو خوب باشد به راحتی از بین خواهد برد

 

 

 

Bacillus megaterium

 

باسیلوس مگاتریوم یک باکتری استوانه ای شکل تاحدودی متمایل به تخم مرغ یا گلابی شکل با قطری در حدود ۵/١-٢/١ میکرومتر است که فرمهای کوتاه زنجیره های پیچ و تاب خورده را ایجاد می کند. اسپور در مرکز و در وسط باکتری است و اندازه آن از کوتاه تا کشیده تخم مرغی شکل است. اسپور در خاک یافت می شود

 

Bacillus thuringiensis

در این شیوه پروتئینی به نام cry 1 Ab  را از باکتری به نام باسیلوس تورینجینسیس که سابقه 100 سال استفاده در آفت کشی داردجدا میکنند و تحت پیش بری به برنج منتقل می کنند در نهایت این ژن در بافت های سبز نظیر برگ ساقه و غلاف تظاهر پیدا میکند و آفاتی را که دربافت سبز وجود دارند از بین می برد

 

میکروسکوپ الکترونی گذاره (transmission electron microscope) زودتر اختراع شد و قدرت جداسازی بهتری دارد. در این نوع میکروسکوپ ، الکترون ها هنگام برخورد به نمونه از برخی مناطق آن عبور می کنند و از منطقی دیگر بازتابیده می شوند. عامل تعیین کننده در این امر در نهایت ویژگی اتم های تشکیل دهنده ی مناطق مختلف سلول است. الکترون های عبوری در دستگاه تشخیص داده می شوند و تصویری از نمونه حاصل می شود. سلول های زنده با میکروسکوپ الکترونی قابل مشاهده نیست

در میکروسکوپ الکترونی روبشی (SEM) مانند میکروسکوپ الکترونی عبوری (TEM)، یک پرتو الکترونی به نمونه می‌تابد.

 

1- مطالعه ساختار میکروسکوپی مواد و شناسایی فازهای مختلف تشکیل دهنده ماده.

2- مطالعه بلورشناسی و ساختمان کریستالی مواد با استفاده از طرح پراش الکترون.

3- اندازه گیری ابعاد و قطر ذرات و مرز دانه ها در مقیاس انگستروم.

4- امکان حرارت دهی نمونه تا 1000 درجه سانتیگراد جهت مطالعه تغییر ساختار بلوری و تبدیلات فازها در حین تصویر برداری از نمونه.

5- مشاهده مستقیم ساختار داخلی مواد تا بزرگ نمایی 620000 برابر و قدرت تفکیک خطی 2/5 انگستروم.

6- امکان عکسبرداری از قسمت های مختلف نمونه.

7-امکان مطالعات بافت های نرم در نمونه های بیولوژیک.

 

BACILLUS POLYMYXA  گونه ای از باکتری های هوازی که شرایط ومحیط مساعد برای زیست آن بین 30 تا 35 درجه سانتگیراد است

 

تعریف کشت :

هنگامیکه باکتریها در شرایطی مناسب قرار گیرند که قادر به تکثیر و رشد باشند اصطلاحا گفته می شود باکتری کشت داده شده است .

تعریف محیط کشت :

از آنجا که میکروب یک موجود تک سلولی بوده و قادر است کلیه اعمال حیاتی خود را مستقلا انجام دهد بدون آنکه نیاز به سلول دیگری داشته باشد . این اصل بیانگر آن است که میکروبها هم احتیاج به غذا و آب و موادآلی و معدنی دارند. محیطی مغذی که حاوی کلیه احتیاجات یک میکروب اعم از مواد غذایی و عناصر و غیره باشد که موجب رشد آن میکروب شود را اصطلاحا محیط کشت می گویند.

این محیط کشت می تواند بصورت دست ساز بوده یا یطور طبیعی یعنی داخل سلولهای بدن یک جانور باشد.

خون بهترین محیط برای رشد یک باکتری می باشد جون تمام احتیاجات یک باکتری اعم از اکسیژن ، مواد مغذی ، PH  مناسب ، درجه حرارت لازم و غیره را برای یک باکتری فرآهم می کند.

میکروبها را می توان بر روی محیطها و در ظروف مختلف کشت داد که انتخاب شکل بستگی به نوع کشت داد. مثلا در کشتهایی که محیط آن مایع است ظروف کشت لوله ای می باشد و محیطهای جامد(آگاردار) هم در پلیت و هم در لوله کشت داده می شوند.

بیشتر محیطهای کشت که درپلیت مصرف می شوند ، محیطهای کشت عمومی هستند که اساسا برای تهیه مواد غذایی لازم جهت رشد باکتری ساخته شده اند . بعضی مواقع این محیطهای کشت عمومی را با اضافه کردن اجزای مغذی که موجب افزایش سریع رشد ارگانیسمها ی سخت رشد می شوند ، غنی می کنند. ماهیت این مواد مغذی چنان است که نمی توان آنها را همراه با محیط اصلی سترون کرد ، بلکه باید بعد از اتوکلاو شدن محیط بطور سترن این مواد اضافه شوند. نمونه هایی از این مواد مغذی عبارتند از : شیر بی چربی ، خون گوسفند ، زرده تخم مرغ و ....

انواع محیط کشت

محیطهای کشت انتخابی :

بعضی از مواد مغذی دارای یک عامل انتخابی هستند که ویزه جداسازی یا کشت گروه خاصی از میکروبهاست . عامل انتخابی معمولا با جلوگیری از رشد ارگانیسمهای نامطلوب عمل می کند و از این راه موجب رشد شدیدتر ارگانیسمهای مطلوب می شوند. وقتی عامل انتخابی به محیط کشت اضافه می شود در این صورت محیط کشت را انتخابی می گویند.بعنوان مثال ، سدیم کلرید آگار برای استافیلوکوکها انتخابی است.

محیطهای افتراقی :

محیطهای کشت افتراقی اجزایی دارند که موجب می شوند برخی از ارگالنیسمها در مقایسه با باکتریهای دیگری که درهمان محیط کشت رشد می کنند به شکل متفاوتی ظاهر شوند . مثلا بعضی از باکتریها خاصیت همولیز دارند بدین معنا که تولید آنزیم همولیزین می کنند که این آنزیم در محیط آگار خون دار باعث پاره شده (لیز شدن) گلبولهای قرمز شده و کلنی آن در محیط کشت برنگ روشن دیده می شود . این هملیز ممکن است ناقص و یا کامل باشد.

مجموعه ای از باکتریها که در روی محیط کشت کنار هم رشد می کنند بر اثر رشد و تکثیر ، تشکیل نقاط برجسته ای روی محیط کشت می دهند که اندازه آنها متفاوت بوده و بستگی محیط کشت و میزان رشد و تکثیر باکتری و .... دارد . این مجموعه نقاط را کلنی (پرگنه ) می نامند.

سایر محیطهای افتراقی اغلب دارای یک معرف PH هستند . مثلا محیط آگار آهن دار 3 قندی (TSI) از این نوع می باشد . محیطهای کشت افتراقی بویزه زمانی مفیدند که با میکروبهایی با شکل و مشخصات یکسان مواجه هستیم .

اغلب محیطهای کشت هر دو ویزگی را با هم دارند مانند مکانکی آگار(MC) این محیط دارای نمکهای صفراوی و مقدار بسیار کمی کریستال ویوله است که هر دو از رشد باکتریهای گرم مثبت جلوگیری می کنند همچنین دارای لاکتوز و معرف PH  قرمز خنثی است که کلونی های تخمیرکننده لاکتوز را به رنگ قرمز در می آورد وممکن است در محیط اطراف کلنی ها حلقه قرمز رنگ تشکیل دهند . کلنی باکتریهایی که قادر به تخمیر لاکتوز نیستند بی رنگ دیده می شوند.

 

محیطهای غنی کننده :

این محیطها معمولا در مواردی بکار می روند که تعداد میکروبهای مورد جستجو در نمونه غذایی کم بوده و یا بعلت وجود زیاد میکروبهای دیگر جدا کردن آن با اشکال مواجه است . این محیطها امکان رشد برای میکروبها را از نظر PH و مواد غذایی فراهم می سازد.

 

محیط کشت کامل :

این محیط کلیه مواد لازم برای رشد باکتریها را دارد و فاقد مواد ضد میکروبی است و حدود 80% از باکتریها می توانند در آن رشد کنند . این محیطها فاقد هر گونه مهارکننده و اندیکاتور بوده ، لذا با رشد میکروبهای مختلف بر روی آن هیچگونه تغییر رنگی مشاهده نمی شود. در این میان محیط P.C.A(پلیت کانت آگار) در مقایسه با N.A(نوترینت آگار) از کیفیت مغذی بالاتری برخوردار بوده و برای رشد میکروبها مناسب تر می باشد.

محیطهای کشت جامد بعلت دارا بودن آگار در ترکیب خود بصورت جامد می باشند.

آگار چیست ؟

یک نوع آلگ دریایی می باشد که بر خلاف زلاتین می تواند حرارت 37 درجه را که برای رشد تمام باکتریهای بیماریزای انسان مناسب است را تحمل نماید و هیچ میکروبی نمی تواند آنرا ذوب و هضم نماید. آگار ساختمان پلی ساکاریدی دارد که بوسیله یکسری از جلبکهای دریایی ساخته می شود. نقطه ذوب آن 95 درجه و نقطه انجماد آن حدود 43 درجه سانتیگراد است .

انواع کشت باکتری :

1-        کشت باکتری در محیط کشت مایع (براث)

2-        کشت باکتری در محیط کشت جامد(آگار)

روش کشت باکتری در محیط کشت مایع :

1-        ابتدا یک آنس برداشته و آنرا در دست راست بگیرید . بعد آنرا روی شعله کاملا سترون کنید و بگذارید تا سرد شود.

2-        محیط حاوی باکتری (لوله یا پلیت) را در سدت چپ بگیرید و درب آنرا با دست راست در کنار شعله باز کنید . دقت کنید که درب محیط کشت را روی میز کار خود نگذارید.

3-        اگر محیط کشت در لوله است دهانه آنرا چند با ر از روی شعله عبور دهید تا سترون شود همچنین درب لوله را بیش از حد باز نگه ندارید.

4-        نوک آنس را وارد محیط کرده و یک لوپ از آنرا بردارید. منظور از لوپ سوزن کشت با نوک حلقه ای است .

5-        دهانه لوله را مجددا با شعله سترون کرده و درب آنرا بگذارید و محیط کشت را در جای خود قرار دهید.

6-        لوله حاوی محیط کشت را در دست چپ بگیرید و نوک آنس آلوده  به باکتری مورد نظر را داخل محیط فرو برده و به آرامی تکان دهید تا میکروبها در محیط پخش شوند.

7-        در مواردی که میکروب را از پلیت (محیط کشت جامد) برمی دارید با نوک آنس کمی از پرگنه را برداشته و با رعایت موارید که گفته شد آنرا داخل محیط مایع فرو برده و به آرامی هم بزنید تا همگن شود.

8-        دهانه لوله حاوی محیط کشت جدید را با شعله سترون کرده و درب آنرا بگذارید و آنرا در داخل انکوباتور قرار دهید.

9-        نوک آنس را مجددا با شعله استریل کرده و در جای خود قرار دهید.

روش کشت باکتری در محیط جامد:

محیط کشت جامد به دو صورت وجود دارد : 1- محیط کشت جامد در لوله 2- محیط کشت جامد در پلیت

در لوله به دوصورت عمودی(Stab Culture)و شیبدار(Slant Culture )دیده می شود که هر کدام از آنها روش کشت خاص خود را دارند.

روش کشت عمقی در لوله :

در اینحالت محیط کشت آگاردار (جامد) را با حفظ شرایط استریل در حالت مذاب داخل لوله های آزمایش استریل ریخته و بحالت عمودی آنرا در یک جای ساکن قرار دهید تا سرد سود در اینحالت با آنس نوک تیز استریل شده در کنار شعله از پرگنه باکتری مقداری را برداشته و آنرا بصورت عمودی در مرکز این محیط تا انتها فرو برده و بدون هیچگونه تغییر حالتی آنرا از همان مسیر خارج کنید . بعد لوله را در انکوباتور قرار دهید .

این روش کشت دارای خصوصیاتی می باشد و آن اینست که هنگامی که نوک آنس را در محیط فرو می برید در ابتدای ورود آنس به محیط تراکم باکتری زیاد است و به ترتیب که به عمق محیط فرو می رود از تعداد باکتریها کاسته می شود تا به انتهای لوله که می رسد تراکم باکتری با حداقل می رسد و از طرفی در انتها محیط کشت لوله ای اکسیژن کمتر از قسمت سطحی آن است و باکتریها به ترتیبی با تراکمی که وارد محیط شده اند براساس نیاز با اکسیژن (هوازی یا بیهوازی بودن )در محیط رشد متفاوتی دارند یعنی اگر باکتری هوازی باشد رشد آن در قسمت سطحی بیشتر است و اگر بیهوازی باشد رشد آن در قسمت عمقی بیشتر می شود.

روش کشت در سطح شیبدار در لوله :

در اینحالت محیط کشت آگاردار استریل را در لوله های استریل شده  ریخته و قبل از سرد شدن آنها را بحالت شیبدار قرار می دهند تا سرد شوند. در اینحالت با آنس نوک تیز با حفظ شرایط استریل از پرگنه باکتری برداشته و در کنار شعله نوک آنس را ابتدا بصورت عمودی وارد قسمت عمودی محیط کشت کرده بعد به آرامی آنرا از همان مسیر خارج کرده و بدون اینکه نوک آنس از محیط جدا شود آنرا به حالت زیگزاک روی سطح شیبدار بکشید.

این روش هم خصوصیات بسیار زیادی از جهت تشخیص سویه های باکتری دارد و اطلاعاتی در مورد هوازی  یا بی هوازی بودن آنها و همچنین خصوصیات منحصر به فرد باکتریها به ما می دهد . مثلا ممکن است درکشت یک نوع باکتری ، رنگ قسمت عمودی محیط کشت تغییرکند که نشانگر بی هوازی یا بیهوازی اختیاری بودن باکتری است که بعدا در تستهای اختصاصی دیگر را روی آن انجام می دهیم.یا مثلا باکتریها فقط در قسمت شیبدار رشد می کنند و رنگ آن قسمت تغییر می کند که پی به هوازی بودن آن می برید.

روش دیگر کشت روی این محیط از محیط مایع می باشد که یک لوپ از کشت مایع باکتریایی برداشته و در سطح شیبدار بصورت زیگراک می کشید و کشت می دهید.

روش تهیه محیطهای کشت :

مطابق دستور کارخانه سازنده  و با توجه به بروشور الصاقی روی آن می توان مقدار لازم از محیط کشت که بصورت پودری یا پلیت شده می باشد را برداشته و با مقدار توصیه شده  آب مقطردر داخل ارلن مخلوط کنید بعد آنرا با توجه به دستور کارخانه  اگر لازم بود روی شعله قرار داده تا بر اثر حرارت شفاف شود که البته در بعضی از محیطها نیازی به این کار نیست . بعد آن را در اتوکلاو قرار داده و بمدت 15 دقیقه در دمای 121 درجه سانتیگراد قرار می دهید تا استریل شود . بعضی از محیطهای کشت که به دمای بالا حساس می باشند در اتوکلاو قرار نمی گیرند و این مسئله را کارخانه سازنده حتما متذکر شده است  . بعد از اتوکلاو گذاری محیطهای کشت آگار دارداخل ارلن سفت می شود و برای استفاده از آنها باید دوباره حرارت داده شوند ولی محیطهای کشت مایع به شکل مایع باقی می مانند و آماده مصرف هستند.

روش تهیه محیط پیش ریخته :

بعد از تهیه محیط کشت که قبلا توضیح داده شد برای تهیه محیط پیش ریخته باید از محیطهای آگار دار(جامد) استفاده نمود به ترتیب که ابتدا ارلن حاوی محیط کشت را روی شعله قرار دهید تا کاملا مذاب شود بعد تازمانی که دمای آن به حدود 45 درجه سانتیگراد برسد صبر می کنید چون اگر دمای آن بالاتر باشد بخار زیادی روی درب پلیت جمع می شود . بعد از رسیدن به دمای مطلوب در کنار شعله و با حفظ موازین استریل از محیط کشت بمقدار 15 تا 20 سی سی در پلیتهای استریل می ریزید و بعد درب آنرا گذاشته و در یک جای ساکن می گذارید تا سرد شوند در اینحالت محیط پیش ریخته آماده می باشد.

کشت در پلیت : به سه روش قابل انجام است .

1-        کشت خطی

2-        کشت سطحی

3-        کشت آمیخته یا پورپلیت

روش کشت خطی :

در این روش از محیط پیش ریخته استفاده می شود. به این ترتیب که ابتدا بوسیله یک آنس سترون شده مقداری از پرگنه باکتری را برداشته و آنرا روی سطح محیط پیش ریخته بصورت خطهای موازی و در چند جهت می کشیم . در کشتهای خطی برای بدست آوردن کلنی های تک می توانیم پلیت را به 4 قسمت تقسیم کنید بعد در قسمت اول ابتدا نوک لوپ را که محتوی پرگنه باکتری است را بصورت خطهای موازی کشیده و بعد خطوط را در منطقه دوم از انتهای خط انتهایی منطقه اول در جهت دیگر ادامه می دهیم و در منطقه سوم و چهارم هم به همین صورت عمل می کنیم . خصوصیت این روش این است که وقتی خطوط موازی را روی سطح محیط می کشیم به ترتیب از تراکم باکتریها کاسته می شود و به انتهای خط که می رسیم تراکم باکتری کمتر است و در منطقه دیگر وقتی از انتهای خط منطقه قبلی استفاده می کنیم در واقع تراکم بسیار کمتر از تراکم باکتریها در ابتدا می باشد و در نتیجه در مناطق دیگر هم به ترتیب از تعداد باکتریها کاسته می شود تا جائیکه در منطقه چهارم شما می توانید پرگنه های تکی داشته باشیم که کلنی خالص نامیده می شود. بنابراین انجام درست کشت خطی منجر به ایجاد کلنی خالص می شود این کلونی تنها از یک باکتری مادری بوجود می آید (تعریف کلنی خالص). باکتریهای  منفرد را باکتریهای مادر می نامند که این باکتریها پس از کشت خطی و جدا شدن سلولهای باکتری از یکدیگر بوجود می آیند.

باید توجه داشته باشیم که کلنی خالص به کلنی گفته می شود که با کلنی دیگر تماس نداشته باشد.

در مورد محیطهای کشت باکتریایی که بصورت مایع می باشند برای انجام کشت خطی روی محیط پیش ریخته فقط یکبار لوپ را داخل محیط محتوی باکتری کرده و یک لوپ از آن برداریم سپس آنرا روی محیط پیش ریخته قرار داده و بصورت خطوط موازی آنرا در چند جهت بکشیم.و یا مراحل فوق را روی آن انجام دهیم.

 

 

کشت سطحی :

در این نوع کشت هم از محیط پیش ریخته استفاده می شود.

نحوه کشت :

این روش کشت بیشتر برای محیطهای مایع میکروبی کاربرد دارد و یا اگر محیط مایعی مانند شیر مشکوک به آلودگی میکروبی باشد آن را می توان به این روش کشت میکروبی داده و میکروارگانیسمهای موجود در آن را مشخص نمود.

برای اینکار ابتدا یک رقت معینی از محیط مایع تهیه می کنیم. سپس با استفاده از پیپت استریل مقدار مشخصی از آن رقت را برداشته و در سطح محیط جامد پیش ریخته توسط میله پخش کننده یا توک آنس پخش نمائید. و بعد از انکوباسیون می توانیم کلنی های رشد یافته در سطح محیط کشت را مشاهده کنیم باید توجه داشته باشیم که هنگام انجام کشت سطحی باید سطح محیط خشک باشد .

چون هنگام ریختن محیط کشت بصورت پیش ریخته ممکن است بخار آب روی درب پلیت و سطح محیط جمع شود برای خشک کردن آن می توان محیطها را در یک گرمخانه با دمای 50-25 درجه قرار داده و خشک نمود.به این ترتیب که درب پلیت را برداشته و قسمت محتوی محیط کشت را وارونه روی لبه درب قرار دهیم تا قطرات رطوبت حذف گردد.

همچنین می توانیم پس از ریختن محیط کشت در پلیت در صورت تجمع حباب هوا ، آنها را با شعله دادن سطح محیط حذف نمائیم. اینکار باعث سترون شدن سطح محیط کشت هم می شود.

کشت آمیخته  یا پورپلیت :

در این روش کشت هم نیاز به تهیه سوسپانسیون از باکتری می باشد . یعنی باید از باکتری مورد نظر در محیط مایع رقت معینی را تهیه نموده بعد به میزان 1 سی سی از آنرا در کف پلیت استریل ریخته سپس از محیط کشت مورد نظر که قبلا استریل شده و حرارت آن به حدود 45 درجه سانتیگراد رسیده بمیزان 15-20 سی سی به پلیت اضافه نمائی. سپس با حرکات دورانی بصورت عدد 8 انگلیسی آنرا کاملا مخلوط کنیم. اگر نیاز بود مجددا سطح محیط آمیخته با باکتری را با یک لایه نازکی از همان محیط کشت بپوشانیم دراینحالت به آن کشت دولایه هم گفته می شود.

نکته!

مواد لازم و روش تهیه رنگ برای رنگ آمیزی منفی:
مرکب هندی یا چین,مرکب رسم پلیکان شماره 17 جهت آزمایش پیشنهاد می شود.به عنوان محافظ 3/0% تری کروزول به آن می افزاییم.
روش رنگ آمیزی :
در روش رنگ آمیزی با مرکب هندی,کپسول ذرات کلوئیدی کربن مرکب را جذب کرده و در نتیجه به صورت یک هاله شفاف اطراف میکروارگانیسم مشاهده می شود .این روش برای مشاهده کپسول پنومونیه توصیه می شود.
1- یک قطره رنگ نیگروزین یا مرکب هندی را در یکی از دو انتهای لام قرار دهید.
2- یک لوپ پر از باکتری های مورد نظر را در قطره رنگ وارد میکنیم و با فیلدوپلاتین رنگ و باکتری ها را با هم مخلوط کنید.
3- یک لام دیگر برداشته و روی قطره رنگ حاوی باکتری ها قرار داده و بوسیله آن گسترش را آماده کنید.
خشک کردن گسترش و میکروسکوپی آن.
تفسیر رنگ آمیزی :
در این رنگ آمیزی باکتری ها بیرنگ , شفاف و در زمینه ای سیاه رنگ مشاهده می شود

 

مشاهده ساختمان های مختلف باکتری :
1)رنگ آمیزی کپسول:
کپسول یک لایه ژلاتینی خارجی است که از سلول ترشح شده و آن را احاطه کرده و به دیواره سلولی متصل است.تمامی میکروارگانیسم ها قادر به تولید کپسول نمی باشد .سلول هایی که کپسول ضخیم دارند عموما بیماریزا می باشند زیرا این ساختمان باکتری را در مقابل عمل فاگوسیتوز سلول های میزبان محافظت می کند.
مراحل رنگ آمیزی کپسول _ روش جینز (jins ) :
1-تهیه گسترش از باکتری کپسول دار مانند کلبسیلا پنومونیه (Klebsiella pneumoniae )
2-خشک کردن گسترش در مجاورت هوا
3-اضافه کردن رنگ کریستال ویوله 2% به مدت 1 دقیقه
4-بسرعت آن را با جریان ملایم آب بشویید.
5-افزودن اسید استیک 1-2 % به مدت 10 ثانیه
6-شستشو لام با جریان ملایم آب
7- خشک کردن
8-مشاهده میکروسکوپی
در این روش جسم رویشی باکتری به رنگ آبی و کپسول به رنگ صورتی کمرنگ دیده می شود.

لازم به ذکر است که در رنگ آمیزی کپسول نیازی به مرحله فیکس کردن به وسیله حرارت نیست زیرا حرارت سبب کوچک شدن سلول و ایجاد هاله شفاف کاذب می شود که ممکن است با کپسول اشتباه شود.رنگ آمیزی اسپور :
اسپور حالت مقاوم سلول رویشی باکتری است . بعضی از باکتری ها در شرایط نامساعد محیط قابلیت تشکیل سلول مقاوم از سلول رویشی را دارند که در این حالت چون در درون سلول رویشی تشکیل می شود به آن اندوسپور گفته می شود هنگامیکه این فرم از سلول خارج می گردد به آن اسپور گفته می شود .
اسپور به دلیل داشتن پوششهای غیر قابل نفوذ در برابر شرایط نامساعد همچون کمبود رطوبت و دما و نور,
امواج رادیویی , مواد شیمیایی, انجماد, خشکی مقاوم می باشد.
اسپور زایی یک مرحله زایشی در چرخه سلول باکتری به حساب نمی آید بلکه یک مرحله استراحت (کمون ) بوده که در آن متابولیسم سلول غیر فعال شده و شرایط نامساعد را تحمل می کند.در صورت مساعد شدن شرایط اسپور قادر است به فرم رویشی تبدیل شود که این عمل طی سه مرحله انجام می شود عبارتند از:
فعال شدن ,جوانه زدن,تبدیل اسپور به فرم رویشی
مراحل رنگ آمیزی اسپور به روش مالاشیت گرین:
1-انجام مراحل 1 تا 3
4-افزودن رنگ مالاشیت گرین به مدت 10-15 دقیقه همراه با حرارت
سه نکته باید توجه شود:
ü رنگ خشک نشود.
ü رنگ نجوشد.
ü در صورت تبخیر مرتبا رنگ اضافه شود.
5-شستشو با آب
6-افزودن رنگ زمینه (سافرانین ) به مدت 1 – 2دقیقه
در این مرحله سلول های رویشی رنگ قرمز به خود می گیرند و به رنگ قرمز – صورتی دیده می شوند ولی اسپورها سبز دیده می شوند.
7- شستشو با آب
8- خشک کردن
9-مشاهده میکروسکوپی


محیط های کشت میکروبی

محیط کشت :

محیط کشت ، محیط مایع یا جامدی است که به منظور کمک به رشد میکروارگانیزم یا سلول ها طراحی می شود . این محیط ها حاوی منبع کربن ونیتروژن مشخص و عناصر ضروری و ویتامین های مورد نیاز میکروب می باشد .

 

محیط افتراقی Differential medium :

شامل برخی از انواع معرف ها و رنگ ها است که سبب تمایز یکسری از باکتری ها از سایرین می شود .

 

محیط حداقل Minimal medium  :

این محیط شامل امکانات غذایی حداقل برای رشد کلنی بوده و بطور معمول فاقد اسیدهای آمینه اند . این محیط های کشت به منظور رشد سوش های وحشی میکروارگانیزم ها مورد استفاده قرار می گیرد . رش باکتری در این محیط کند است .

 

محیط انتخابی Selective medium  :

این محیط ها برای رشد باکتری های مطلوب بهینه شده اند . در این محیط ها تنها باکتری های مورد نظر رشد می یابند . برای مثال اگر یک ارگانیزم به آنتی بیوتیک خاصی مثل آمپی سیلین یا تتراسیکلین مقاوم باشد میتوان این آنتی بیوتیک را به محیط کشت اضافه نمود ، در این صورت سایر سلول های حساس به این آنتی بیوتیک قادر به رشد نخواهند بود .

 

محیط غنی شده Enriched medium  :

این محیط شامل نیازهای غذایی پیچیده مورد نیاز برای رشد میکروارگانیزم می باشد .

 

 

Agar :

آگار یک پلی ساکاریدی است که از دو جزء ساخته شده است :

·         آگارز agarose

·         آگاروپکتین agaropectin

 

آگارز یک پلی ساکارید خطی است که از بتا دی گالاکتوز و 3و6 انهیدرو آلفا ال گالاکتوز تشکیل شده است.
Beta-D-galactose + 3-6anhydro-alpha-L-galactose =agarose

                 

آگاروپکتین یک پلیمر اسیدی است . واحدهای آگاروپکتین مانند آگارز است با این تفاوت که در برخی از جایگاهها گروههای سولفات ، متیل و پیرویک اسید جایگزین شده است .

آگار در دمای 30-40 درجه سانتیگراد به فرم ژل و در دمای 90-95 درجه به حالت سل درمی آید . آگارز در ایجاد حلت ژل در آگار نقش دارد .

آگار برای جامد کردن محیط های کشت استفاده می شود و با سایر ترکیبات موجود مانند عصاره گوشت ، پپتون ، پروتئین ها ، قند ، پیگمان ها ، معرف ها ، بازدارنده ها و ... واکنش نمی دهد . حتی پس از اتوکلاو نیز تغییر ساختار یا رنگ نمی دهد . علاوه بر اینها ارگانیزم ها قادر به استفاده از آگار به عنوان منبع انرژی نیستند .

 

Mannitol Salt Agar :

این محیط یک محیط کشت انتخابی – افتراقی است ، حاوی 5/7 % نمک ، قند مانیتول و معرف PH فنل رد می باشد . غلظت بالای نمک آن عامل انتخابی شدن محیط و عدم رشد بسیاری از باکتری ها می گردد .

اعضای استافیلوکوک قادر به رشد در این محیط اند . S.aureus علاوه بر رشد میتواند با تخمیر مانیتول تولید اسید کند که باعث کاهش PH می شود . در PH اسیدی فنل رد از قرمز به زرد تغییر رنگ می دهد .

استافیلوکوکوس اپیدرمیدیس و ساپروفیتیکوس قادر به تولید اسید نیستند ، پس کلنی های قرمز تشکیل می دهند . این امر سبب افتراق اورئوس از ساپروفیتیکوس و اپیدرمیدیس می شود .

                         

                      

 

Eosin Methylene Blue Agar :

یک محیط انتخابی – افتراقی حاوی مواد زیر است :

·         پروتئین

·         بافر

·         متیلن بلو

·         ائوزین

·         کربوهیدرات های سوکروز و لاکتوز

 

رنگ های ائوزین و متیلن بلو مانع از رشد باکتری های گرم + شده و به باکتری های گرم – اجازه رشد می دهند . لاکتوز و سوکروز منبع کربن اند و باکتری ها بر اساس توانایی تخمیر و عدم تخمیر لاکتوز از هم جدا می شوند . (سوکرز منبع کربن برای باکتری هاییست که لاکتوز را تخمیر نمی کنند . )

لاکتوز + ها کلنی تیره و لاکتوز – ها کلنی شفاف تولید می کنند .

 

                         

 

 

Mac Conkey Agar :

این محیط ، یک محیط انتخابی – افتراقی است که سبب رشد انتروباکتریاسه و باکتری گرم – و افتراق لاکتوز + ها از لاکتوز – ها می شود . حاوی مواد زیر است :

·         پروتئین

·         نمک صفراوی

·         کلرید سدیم

·         لاکتوز

·         کریستال ویوله

·         قرمز خنثی

 

عمل انتخابی محیط مربوط است به کریستال ویوله و نمک صفراوی که مانع رشد گرم + ها می شوند. آنها که لاکتوز + اند به رنگ قرمز صورتی اند که ناشی از تولید اسید از تخمیر لاکتوز و جذب آن توسط نوترال رد و بدنبال آن تغییر رنگ معرف به قرمز می باشد. لاکتوز – ها کلنی بی رنگ ایجاد می کنند .

 

                       

 

Triple Sugar Iron Agar  ( TSI ) :

این محیط برای شناسایی باسیل گرم – بر اساس توانایی تخمیر لاکتوز ، گلوکز و سوکروز و تولید SH2 می باشد . محیط حاوی مواد زیر است :

·         1/0% گلوکز ، 1% لاکتوز ، 1% سوکروز

·         منبع سولفور

·         کلرید سدیم

·         پروتئین

·         معرف SH2

·         فنل رد

 

تخمیر قندها توسط میکروارگانیزم همراه با تغییر رنگ است .

باکتری تخمیر کننده گلوکز مقادیر فراوانی از اسید را تولید می کند و رنگ محیط را زرد رنگ می کند . مواد قلیایی نیز در اثر دکربوکسیلاسیون اکسیداتیو پپتون تولید می شود . این مواد قلیایی مقدار کم اسید تولید شده در سطح را که در اثر تنفس ایجاد شده خنثی می کند ، اما نمی تواند مقدار فراوان اسید ته لوله را خنثی کند . بنابراین بالای لوله قرمز و ته آن زرد است . K/A) )

باکتری هایی که علاوه بر گلوکز می توانند لاکتوز و سوکروز را نیز تخمیر و تولید اسید کنند سبب زرد شدن کل لوله می شوند .( مقدار اسید تولیدی زیاد است ) A/A) )

عدم تغییر رنگ محیط نشاندهنده عدم تخمیر قندهاست که در این صورت احتمالا باکتری باسیل روده ای نیست .(K/K  )

تولید گاز همراه با ایجاد ترک و حباب در محیط است . SH2 در نتیجه احیای تیوسولفات سدیم است . این گاز با سولفات آمونیوم فریک محیط ترکیب شده و رسوب سیاهی را ایجاد می کند .

KIA (کلیگر ایرون آگار ) مشابه TSI است با این تفاوت که فاقد سوکروز می باشد .

 

|+| نوشته شده توسط سید ابوالفضل حسینی نسب در جمعه بیست و ششم فروردین 1390  |
 مایکوباکتریوم لپره (M.leprae) (جذام)

 

اسامی مترادف: باسیل هانسن

جذام يک بيماري عفوني مزمن است که توسط باسيلي اسيد فاست ( Acid fast  ) و ميله اي شکل بنام مايکوباکتريوم لپرا (لپره) ايجاد مي شود . اين بيماري بيشتر پوست ، اعصاب محيطي مخاط دستگاه تنفسي فوقاني و نيز چشم ها را گرفتار مي کند ولي برخي اعضاي ديگر نيز گرفتار مي شوند .

قدمت بیماری جذام همزمان با پیدایش انسان روی کره زمین است

تنها باکتری شناخته شده ای است که قادر است بافت های محیطی بدن انسان مانند دست و پا را تخریب کند باکتری این بیماری تمایل دارد به قسمت های خنک بدن مانند بینی و انگشتان مهاجرت کند

جذام از زمانهاي خيلي قديم انسان را رنج داده است . اين بيماري زماني تمامي قاره ها را درگير کرده و تصوير وحشتناکي از نقص عضو ، طرد و جدا شدن از اجتماع را در ذهن بشر و تاريخ بجا گذاشته بود .

 هر سال آخرین یکشنبه‏ ی ماه ژانویه را " روز جهانی کمک به جذامیان" می‏ نامند

 انتقال : انتقال جذام تنها در ارتباطات نزديک طولاني مدت در يک محيط سربسته ممکن است ، به شرطي که شخص بيمار تحت درمان نباشد . بيمار از طريق عطسه يا سرفه در فضاي محدود بيماري را انتقال مي دهد . اين بيماري از طريق آميزشي و از مادر به جنين در بارداري منتقل نمي شود .

برخورد جامعه

 جذام در طي هزاران سال ترس و وحشت را در انسانها ايجاد کرده و يک بيماري شناخته شده در تمدن هاي چين ، مصر و هندوستان بوده است . تعداد افرادي که در طي هزاران سال از ناتواني هاي جسمي و تغيير شکلهاي غيرقابل علاج آن رنج برده اند غير قابل محاسبه است . از زمانهاي دور ، جذام توسط جامعه بعنوان يک بيماري لاعلاج و ناقص کننده و مسري قلمداد مي شده است . اين مسائل منجر به عکس العمل هاي شديدي از سوي جامعه مي شده و افراد مبتلا به بيماري بيشتر از خود بيماري ، از اين عکس العملها ترس داشتند .

 

 دکتر محمد حسین طباطبایی متخصص پوست، جذام را این گونه تعریف می کنند: جذام نوعی بیماری عفونی است که عامل آن میکروبی به نام مایکوباکتریوم لپرا است که نسبت نزدیکی با میکروب سل دارد(مایکو باکتریوم توبرکلوزیس) اما دو نوع متفاوت‌ هستند. این میکروب به طور عمده، پوست و اعصاب محیطی را گرفتار می ‌کند یعنی با اعصاب مرکزی مغز کار ندارد. ایشان در ادامه می گویند:

کسی که به جذام مبتلا می‌ شود، دو فاکتور را حتما دارد؛

* اول استعداد ژنتیکی و سرشتی است. حدود 95 درصد مردم دنیا به‌ طور ژنتیکی مقاومت کامل در برابر آن دارند؛ یعنی اگر جزو این 95 درصد باشند، شبانه روز هم در تماس با میکروب قرار داده شوند، مبتلا نخواهند شد و فقط 5 درصد افراد به شرطی که فاکتور دوم را داشته باشند، احتمال دارد، بگیرند.

* دوم، تماس‌های مکرر منظم و نزدیک و صمیمی برای ماه‌ ها و یا سال‌ ها با یک فرد جذامی از نوع واگیردار و عفونی که حتما درمان نشده باشد. همین مطلب بیانگر این است که جذام گرفتن به این راحتی‌ ها نیست و ترس از آن، ناشی از ناآگاهی است.

 

 

 انواع جذام

 دکتر طباطبایی درباره ی انواع جذام می گوید: در اصطلاح عامیانه ما دو جور جذام داریم؛ تر و خشک.

جذام

جذام خشک

خشک که غیرعفونی و بدون سرایت بوده و علامت آن به صورت بروز یک یا دو لک، کمی ‌روشن ‌تر از رنگ طبیعی پوست است که حس آن لک از بین رفته است.

 

 ضايعه پوستي معمولاً کمرنگ تر از پوست اطراف است و ممکنست منفرد يا متعدد باشد ، گاهي اوقات ضايعه قرمز يا مسي رنگ است . اين ضايعات به اشکال مختلفي ممکن است ديده شوند ولي عموماً بصورت ماکول ( مسطح ) ، پاپول ( برجسته ) ويا ندول هستند .

 

 فقدان حس تظاهر تيپيک جذام است . بي حسي ضايعات پوستي را ميتوان با سوزن زدن و يا لمس ملايم تشخيص داد .

 درضمن، در محل گرفتاری عصب، علامت نوریت یا التهاب عصب داریم مانند مورمور و خواب رفتن و حس مورچه زیر پوست راه رفتن. این علایم ابتدایی است که اگر مریض دقت نکند و یا دکترش خوب معاینه و تشخیص ندهد، قضیه می ‌گذرد و مریض علامت قبلی اش خوب می‌ شود. چرا که بافت عصب مرده و کارش را درست انجام نمی‌ دهد و اگر مسوول حرکت یا انتقال حسی بوده، مختل می ‌شود.

از آن طرف، پوست ناحیه هم تغییر می‌ کند و تیره و سوخته مانند می ‌شود.

این شکل جذام را به دلیل کم بودن میکروبش غیر مُسری می ‌دانند.

جذام تر

اما جذام نوع تر یا مولتی باسیلری یا عفونی آن ‌قدر پُر باسیل است و در شرایطی که گفته شد، می ‌تواند به بدن فردی که دو فاکتور بالا را دارا باشد وارد شده و پس از طی دوره نهفته با علایمی ‌نمایان شود.

با این که در این نوع، گرفتاری اعصاب محیطی داریم اما علامت‌ ها پوستی هستند. چون آن ‌قدر قدرت دفاع خراب است که قادر به جنگ با میکروب ‌ها نیست و عصب گرفتار شده سر و صدایی ندارد.

اینجا لکه‌ های پوستی متعدد، منتشر و بسیار فراوان در همه ‌جا هستند.

هیچ خارش و درد ندارد؛ به صورت دانه ‌های قرمز و برجسته یا مسطح و سر سیاه و یا متورم و  گاهی پلاک مانند، اینجا فاز زودتر است و هنوز به فاز تاخیری نرسیده ‌ایم

 

 

علائم اصلي جذام

 

در يک منطقه يا کشور آندميک ، هر فردي که يکي از علائم اصلي زير را نشان دهد بعنوان مبتلا به جذام تلقي مي شود :

۱ – ضايعه پوستي مطابق با جذام همراه با فقدان مشخص حس(در بالا توضیح داده شد)

۲ – اسميرهاي پوستي مثبت

 

آسيب عصبي عموماً در تنه هاي عصبي محيطي ، يکي ديگر از خصوصيات جذام است، که بصورت بي حسي پوست و يا ضعف ماهيچه هايي که توسط اعصاب مبتلا عصب دهي مي شوند ، مشخص مي گردد . در صورتيکه اين علائم وجود نداشته باشد ، کلفتي اعصاب به تنهايي اگر همراه با بي حسي يا ضعف عضلات نباشد ، اغلب علامت قابل اعتمادي از جذام نيستند .

 

اسمير پوستي مثبت در نسبت کمي از موارد ، در نمونه هاي گرفته شده از پوست مبتلايان ، پس از رنگ آميزي مناسب ، باسيل ميله اي شکل و قرمز رنگ جذام ممکن است مشاهده گردد . اين يافته براي بيماران جنبه تشخيصي دارد

يک آزمايش ساده براي تشخيص

 

- به يک سوزن يا سنجاق نوک تيز و تميز نياز خواهيد داشت . 

- آنچه را که مي خواهيد انجام دهيد به شخص بگوييد و به وي نشان دهيد .

 - شخص بايد چشم هايش را ببندد و يا از مانعي استفاده نمايد تا نتواند انجام عمليات را ببيند .

 - مرکز لکه پوستي را با سوزن لمس کنيد . فشار ملايمي وارد کنيد ( هرگز سوزن را در پوست فرو نکنيد و سبب خونريزي نشويد ) .

- از شخص بپرسيد که آيا درد را حس مي کند .

- نقاط مشابه و نيز قسمتهايي از پوست سالم را با نوک سوزن و ته سوزن آزمايش کنيد تا بتوانيد مقايسه نماييد .

معاينه

- معاينه بيمار ترجيحاً در روز ( نور آفتاب ) انجام شود .

- ضمن احترام به مسائل خصوصي بيمار ، تمام سطح بدن وي بايد معاينه شود .

- در يک نمودار ساده بدن ، محل ضايعات پوستي بايد علامت گذاري شود 

-  يک يا چند ضايعه پوستي مشخص بايد از نظر فقدان حس آزمايش شوند.

- براي مشخص کردن کلفتي يا حساس بودن اعصاب ، تنه هاي اعصاب محيطي اصلي بايد لمس شوند .

- پاها ، دست ها و چشم ها بايد معاينه شوند و در صورت وجود هر گونه معلوليت ، با توجه به سيستم درجه بندي WHO طبقه بندي شوند ( معلوليت درجه صفر ، يک و دو )

در هر کشور آندميک ، شخصي که يک لکه پوستي کمرنگ ( هيپوپيگمانته ) يا قرمز رنگ با بي حسي مشخص داشته باشد ، يک مورد جذام مي باشد

مورد مشکوک

اگر شخصي داراي ضايعات پوستي و يا نشانه هاي ضايعات عصبي باشد و نشانه هاي اصلي جذام را نداشته باشد يا اين نشانه ها مورد شک و ترديد باشند و نيز تشخيص واضح ديگري را نتوان بر وي گذاشت ، به اين بيمار « يک مورد مشکوک » مي گويند . به چنين افرادي ، بايد نکات پايه را در مورد جذام گفت و به آنان توصيه کرد که  اگر علائم بيش از ۶ ماه باقي بمانند و يا در صورت بدتر شدن آن مجدداً‌  مراجعه نمايند ، اين موارد را مي توان جهت تشخيص قطعي به مراکز ارجاعي که امکانات تشخيص بيشتري دارند ، فرستاد . ( در بعضي برنامه ها دفاتري را جهت ثبت چنين مواريد تحت عنوان « ثبت موارد مشکوک » جهت ارزيابي دوره اي وضعيت آنان در نظر مي گيرند .

 

ارجاع محل تشخيص

موارد مشکوک ممکن است در يکي از گروههاي زير قرار گيرند :

۱ – يک يا چند لکه ( patch  ) پوستي مشکوک با حس طبيعي

۲ - بي حسي وسيع در دست ها يا پاها ، بدون نشانه ديگري از جذام

۳ - بزرگ شدن قابل توجه يک يا چند تنه عصب محيطي بدون بيحسي يا ضايعه پوستي

۴ - اعصاب دردناک بدون نشانه ديگري از جذام

۵ - زخم هاي بدون درد در دست ها و يا پاها بدون نشانه ديگري از جذام

۶ - ندولهايي در پوست بدون نشانه هاي ديگر

برخي از اين يافته ها در بيماريهاي ديگري به غير از جذام نيز ممکن است ديده شوند،  بهتر است افرادي که چنين علائمي دارند به نزديکترين مرکز ارجاعي فرستاده شوند اين افراد ممکن است به بررسي هاي دقيق تري از جمله آزمونهاي آزمايشگاهي و غيره نياز داشته باشند .

 

هرگز نبايد در صورت نبودن شواهد قطعي ، تشخيص جذام بر کسي گذاشت 
 

نماي حذف جذام در ايران

اکنون موارد جذام بسيار محدود بوده و سالهاست که اين بيماري در جمهوري اسلامي ايران به مرحله حذف رسيده است اما مي دانيم که ريشه کني اين بيماري نيز امکانپذير است وحصول اين هدف تنها از طريق ادغام کامل مبارزه با جذام در شبکه هاي بهداشتي درماني کشور و از آن طريق درگير نمودن جامعه در کشف موارد و درمان بيماران با استفاده از درمان چند دارويي امکان پذير ميباشد .

شناسايي موارد جديد جذام در کشور از سال ۱۳۶۴ روندي رو به کاهش داشته است ( نمودار ۱ ) اين روند نزولي که بخصوص در مناطق اندميک بيماري يعني آذربايجان شرقي و غربي ، اردبيل ، گيلان ، مازندران ، گلستان ، خراسان ، سيستان و بلوچستان ، هرمزگان ، بوشهر ، خوزستان ، لرستان ، کرمانشاه ، کردستان ، قزوين ، زنجان و تهران بخوبي نمايان مي باشد ، در نتيجه عوامل ذيل حاصل شده است :

۱ – پيشرفتهاي اقتصادي اجتماعي بخصوص در مناطق محروم روستايي

۲ – استفاده وسيع از روش درمان چند دارويي

۳ – تقويت و بهبود نظام مراقبت بيماري

 

دستاوردها :

از سال ۱۳۶۴ تا کنون تعداد موارد سالانه شناسايي شده بيماري جذام کاهشي تدريجي از خود نشان داده و تنها در سال ۱۳۷۱ بدليل بهبود نظام مراقبت بيماري افزايش مختصري در تعداد موارد کشف شده رخ داده است جمع تزايدي موارد بيماري تا سال ۱۳۷۱ ( که طي سالهاي قبل از ان در نظام اطلاعاتي کامپيوتري ثبت گرديده ) ۱۰۴۸۷ مورد بوده که پس از حذف موارد تکراري به ۸۵۶۷ نفر تقليل يافته است .

فراواني موارد کشف شده جذام از سال ۱۳۷۰ ( زمان ادغام جذام در شبکه هاي بهداشتي درماني کشور ) تا کنون به تفکيک « سال » و « مليت » در جدول ذيل خلاصه شده است :

 

سال

تعداد موارد کشف شده

کل

ايراني

غيرايراني

۱۳۷۰

۱۸۹

۱۶۲

۲۷

۱۳۷۱

۱۸۵

۱۶۰

۲۵

۱۳۷۲

۱۶۸

۱۵۳

۱۵

۱۳۷۳

۱۰۸

۹۰

۱۸

۱۳۷۴

۱۱۶

۱۰۵

۱۱

۱۳۷۵

۱۰۹

۹۳

۱۶

۱۳۷۶

۱۰۳

۸۶

۱۷

۱۳۷۷

۸۱

۶۶

۱۵

۱۳۷۸

۱۰۴

۸۲

۲۲

۱۳۷۹

۱۱۶

۹۴

۲۲

۱۳۸۰

۹۷

۸۵

۱۲

 
از سال ۱۳۷۲  تا کنون علاوه بر کشف ۱۰۰۲ مورد جديد ، ۱۴۷۹ مورد از بيماران قديمي ثبت نشده تا آن زمان نيز به موارد گزارش و ثبت شده افزوده گرديد ، لذا تا پايان سال ۱۳۸۰ جمع تزايدي موارد ثبت شده به ۱۱۰۴۸ مورد رسيد که از آن ميان ۸۳۳۳ مورد بهبود يافته و ۱۹۷۹ مورد فوت شده و ۲۶۳ مورد غايب از درمان و ۴۷۳ مورد تحت درمان چند دارويي ( MDT ) اعلام شده اند .

 

از تعداد ۴۷۳ موردي که در حال حاضر تحت درمان MDT قرار دارند :

۴۱۲ نفر داراي مليت ايراني بوده و از ۲۶ دانشگاه علوم پزشکي کشور گزارش شده اند .

 

در سال ۱۳۸۰ که ميزان شيوع کشوري بيماري ۰/۰۶ در ده هزار نفر جمعيت محاسبه شده جمعاً ۹۷ مورد جديد بيماري از ۴۱ شهرستان و ۱۸ استان کشف و تحت درمان با MDT  درصد هزار نفر جمعيت بوده است . بالاترين موارد جديد کشف شده در سال ۱۳۸۰ به ترتيب از دانشگاههاي علوم پزشکي آذربايجان غربي ، قزوين ، تهران ، کردستان و کرمانشاه گزارش شده اند .

 

از موارد جديد کشف شده در سال ۸۰ :

الف ) : از نظر جنسيت ۵۶ درصد از موارد جديد زن و ۴۴ درصد مرد بوده اند .

ب  )  : بالاترين ميزان کشف موارد متعلق به گروه سني ۶۰-۶۹ سال بوده است .

ج   ) : تنها ۳ درصد به گروه سني زير ۱۵ سال تعلق داشته اند .

د   ) : ۲۰ درصد موارد سابق تماس نزديک با بيمار مجذوم را داشته اند .

ه   )‌: ۲۵ درصد موارد از نوع کم باسيل ( اعم از کم باسيل و کم باسيل تک ضايعه )‌

در مناطقي که جذام در حال حذف مي باشد بيماران جديد عمدتاً از نوع پرباسيل و گروه سني بالاي ۱۵ سال مي باشند اين واقعيت اپيدميولوژيک در کشور ما نيز در طي ۶ سال اخير کاملاً مشهود بوده است .

و   ) : ۲۶ درصد موارد داراي نقص عضو درجه دو بوده اند .

- همانطور که ميدانيم در بيماريابي و تشخيص زودرس حد مطلوب يافتن موارد با معلوليت درجه دو به ميزان کمتر از ده درصد مي باشد .

در سال ۱۳۸۰ ، ۱۵ مورد نيز عود بيماري جذام گزارش شده است

پی نوشت: برخی از مطالب برگفته از سایت پایگاه اطلاع رسانی پزشکی شفا و مقاله خانم مریم مرادیان نیری – کارشناس تغذیه تبیان

در زمینه ی حذف و درمان جذام پیشرفت چشمگیری صورت گرفته است اما راه عمده پیشگیری از طریق کشف بیماران و تشخیص به موقع بیماری و جدا کردن اطفال از بیماران صورت می گیرد

 درمان چند دارویی نیز در برابر این بیماری میتواند مفید واقع شود که عمدتا می توان از داروهایی مانند داپسون ، کلوفازی و ریفامپین نام برد

برای بیماری جذام واکسنی در دسترس نیست و حتی اگر واکسنی برای آن تهیه بشود به دلیل دوره ناچیزکمون بیماری که هر ۱۲ روز یکبار تکثیر پیدا می کند سالها به طول می انجامد تا موثر بودن آن را تایید کند 

 

در آخر نظر شما را به عکس هایی از افراد مبتلا به جذام جلب میکنم

 

عکس زیر نشانه ی وجود جذام در اجساد باستانی است

 

                                                        

|+| نوشته شده توسط سید ابوالفضل حسینی نسب در دوشنبه بیست و پنجم بهمن 1389  |
 
 
بالا